وبلاگ
به شعبه (۲) مقالات درسي
به آدرس
سر بزنيد.
خصوصیات گندم
خصوصیات گیاه گندم
گندم ، گل آذین سنبلهای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود میآید. گاهی تعداد گلچهها به 9 هم میرسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانههای کوچکی دارند.
میوه گندم
میوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.
- گیاهک: یا رویان که تقریبا 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل میدهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا میکنند.
- سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا 14 درصد از وزن دانه را تشکیل میدهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا میکنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار میگیرد.
- آندوسپرم: حاوی مواد نشاستهای دانه گندم است و تقریبا 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل میشود. آندوسپرم دارای دانههای نشاستهای و مواد پروتئینی میباشد که دانههای نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیدهاند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت میکند.
همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین مینماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر میگردد.
آب و هوای مناسب برای رشد گندم
شرایط ایدهآل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول میباشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرمازدگی زمستانی مواجه میشود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمیتواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاختههای کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنهها کوچکتر میشود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.
انواع گندم
معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی میکنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانههایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت میکند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت مینمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار میگیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشهدار میباشد.
گندم بهاره
در اوایل بهار کاشته میشود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت میکنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت میکنند که گندم پاییزه نمیتواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصولدهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را میکارند.
اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد میتوان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانیتر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمیگذارد، نمیتواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.
گندم پاییزه
این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه میزند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی میماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز میکند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه میرسد و آماده برداشت میشود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشههای عمیقتر و پرپشتتری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ میکنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانیتری دارند.
شرایط مناسب برای رشد گندم
خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانیتر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری میکند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمیگیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمیتواند در خاک خشک جوانه بزند.
گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانهزنی را با مشکل مواجه مینماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
آفات و بیماریهای گیاه گندم
زنگ گندم
زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد میکند. مهم ترین بیماری گندم به شمار میرود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری میشود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب میباشد. تشکیل حفرههای قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری میباشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب میکاهند، بافتهای گیاه را تخریب میکنند و تعداد دانههای موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش میدهند.
سیاهک گندم
سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که میتواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهمترین و رایجترین و در عین حال ، مخربترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد میآورد.
پوسیدگی جوانه و ریشه
بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود میآورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوهای تا حدی از این بیماریها جلوگیری مینمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده میکنند.
زمان برداشت محصول
زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار میگیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده مینمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت میشود. در روش سنتی ، بوتههای گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دستههای کوچک درمیآورند. سپس این دستهها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی میکوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.
موارد مصرف گندم مواد مغذی آن
برخلاف سایر غلات ، گندم را میتوان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده میگردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده میکنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار میگیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینیپزی و کیکپزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند.
آمفتامين ها
آمفتامين ها آثار مصرف و عوارض مصرف طولاني مدت آنها:
آمفتامين ها گروهي از داروها هستند كه از نظر ساختماني با ناقلهاي عصبي نوراپي نفرين، اپي نفرين،و دوپامين مربوطند و به نام داروهاي مقلد سمپاتيك يا محرك سيستم عصبي مركزي نيز معروفند. اين تركيبات شامل متيل فنيديت، دكستروآمفتامين، و مت آمفتامين هستند.
آمفتامين اغلب براي بهبود كارآيي، كاهش خواب و ايجاد سرخوشي مورد استفاده قرار ميگيرند. معمولاً ورزشكاران، دانشجويان و رانندگان مسافتهاي طولاني، از اين مواد استفاده ميكنند. مصارف طبي آمفتامينها شامل پرتحركي كودكان، ناركولپسي، چاقي و برخي موارد افسردگي مقاوم به درمان است.
وابستگي رواني به آمفتامينها ممكن است به سرعت ظاهر شود.
آثار مصرف آمفتامين:
آثار مصرف آمفتامينها معمولاً يك تا دو روز طول ميكشد. اين آثار عبارتند از:
تغييرات رفتاري يا رواني (سرخوشي، اضطراب و بي قراري، عصبانيت، اختلال قضاوت)
تاكي كاردي
اتساع مردمك
تغييرات فشار خون
لرز
تهوع واستفراغ
اختلال عملكرد شغلي و اجتماعي
عوارض مصرف طولاني آمفتامينها:
كاهش وزن
ضايعات پوستي مزمن
برخي از بيماريهاي شديد رواني نظير اسكيزوفرنيا
بروز سايكوز شبيه اسكيزوفرنيا
اختلالات ايسكميك قلبي
منظومه ها
منظومه ها![]()
منظومه به مجموعه اي از اجرام سنگين و سياراتي گفته ميشود كه همگي به دور يك ستاره در حال گردشند.
ما با منظومه شمسي به خوبي آشناييم. منظومه اي مشتمل از زمين و هفت سياره اصلي و خورشيد. علاوه بر سيارات اجرام كوچك فراواني در منظومه شمسي گرد خورشيد در حركتند از جمله كوتوله ها، سنگ هاي آسماني و ستاره هاي دنباله دارو همينطور ابرهاي نازكي از گازها و غبار كه به آنها ابرهاي ميان سياره گفته مي شود. بيش تر از 100 قمر طبيعي نيز در اين منظومه در چرخشند.
به جز خورشيد، زمين و ماه اجرام بسيار ديگري نيز وجود دارند كه با چشم غير مسلح قابل رصدند از جمله سيارات عطارد، زهره، مريخ، مشتري و زحل همينطور شهاب سنگ ها و ستارگان دنباله داري كه به طور موقت قابل مشاهده اند.
اجرام بسيار زياد ديگري نيز توسط تلسكوپ ها در منظومه شمسي رصد شده اند.
از سال 1990 ستاره شناسان سيارات زياد ديگري در اطراف ستاره هاي دوردست كشف نموده اند. با مطالعه بر روي اين اجرام و نحوه گردششان به دور ستاره مركزي، دانشمندان اميدوارند اطلاعات كلي تر و جامعي در خصوص منظومه ها به دست آورند. براي مثال مي دانيم كه درمنظومه ما چهار سياره كوچك با سطوح سخت و نزديك به خورشيد به نامهاي عطارد، زهره، زمين و مريخ همينطور چهار سياره غول پيكر با سطوح غير جامد گازي در فاصله دورتر از خورشيد به نامهاي مشتري، زحل، اورانوس و نپتون وجود دارند اما كشف ستاره اي كه داراي چندين سياره غول پيكر گازي كه در مدارهاي نزديك به آن ستاره در گردشند مايه حيرت دانشمندان و ستاره شناسان گرديد. براي مثال يك سياره تقريبا به اندازه مشتري حول مداري به دور ستاره 51 پگاسي (51 Pegasi) كشف شده. فاصله مدار اين سياره تا ستاره نسبت به فاصله مدار سياره عطارد در منظومه شمسي به خورشيد، كمتر است.
منظومه شمسي
خورشيد بزرگترين و مهمترين جرم آسماني در منظومه شمسي است كه 8/99 درصد جرم منظومه شمسي را به خود اختصاص داده است.بيشتر گرما، نور و انرﮊي لازم براي تشكيل و ادامه حيات توسط خورشيد تامين مي شود. لايه هاي بيروني خورشيد داغ و متلاطم است. گازهاي داغ و ذرات باردار پيوسته از اين لايه به فضا متساطع مي شوند. اين جريان گازها و ذرات، بادهاي خورشيدي را ايجاد مي كنند كه بر همه چيز در منظومه شمسي مي وزند.
طبق قانون كپلر(Johannes Kepler) ستاره شناس آلماني در اوايل قرن 17 سيارات در مدارهايي بيضي شكل حركت ميكنند كه خورشيد در يكي از كانونهاي آن قرار دارد.
چهار سياره داخلي (نزديك به خورشيد) عمدتا حاوي آهن مي باشند. به اين چهار سياره، زميني ها گفته مي شود چون از لحاظ اندازه و تركيبات بسيار شبيه زمينند. چهار سياره بيروني (دورتر از خورشيد) گلوله هاي عظيم گاز هستند. تقريبا بيشتر جرم آنها را هيدروﮊن و هليم تشكيل مي دهد كه همين امر باعث گرديده كه اين سيارات بيشتر شبيه خورشيد باشند تا زمين. لايه هاي زيرين اين سيارات ابرهاي ضخيم از گازست ولي ممكن است هسته بعضي از آنها جامد باشد.
سياره ها ي كوتوله يا سياركها اجرام گرد كوچكي هستند كه دور خورشيد مي چرخند. بر خلاف سيارات اين اجرام كوچك نيروي گرانش قابل ملاحظه اي براي تاثير گذاري بر حركت اجرام ديگر ندارند. اين سياركها اغلب به همراه دسته هايي از اجرام آسماني كوچك تر از خود در حركتند. به عنوان مثال در مداري به نام كمربند اصلي كه مابين مدارهاي مريخ و مشتري قرار دارد ميليونها جرم كوچك آسماني و سياره كوتوله در گردشند.
سياركهاي ديگري نيز در مداري به نام كمربند كايپر(Kuiper)، دورتر از مدار نپتون در گردشند. اين مدار يكپارچه مملو از اجرام كوچك نظير شهاب سنگها و اجرام يخ زده و غيره است. در مقايسه با سياره ها، اجرام موجود در كمربند كايپر به حركات و گردش نامنظم درمدار خود گرايش دارند. از جمله سياركهاي موجود در اين منطقه مي توان به پلوتو و 2003 يو بي 313 (2003 UB313) كه از پلوتو بزرگتر است نام برد.
به جز عطارد و زهره بقيه سيارات منظومه شمسي داراي قمر مي باشند. سيارات دروني (سياره هاي نزديك به خورشيد) قمرهاي كمي دارند. زمين يك قمر و مريخ داراي دو قمر كوچك است اما سيارات بيروني (سياره هاي دور از خورشيد) با تعداد زياد قمرهايشان، هر كدام مثل يك منظومه مي باشند. مشتري داراي حداقل 63 قمر است. از بين اين قمرها، چهار قمر كه از همه بزرگترند به نام گاليله (Galileo) ثبت شده اند. اين ستاره شناس ايتاليايي د رسال 1610 موفق به كشف آنها با يكي از بدوي ترين تلسكوپ ها شد.
بزرگترين قمر مشتري كه بزرگترين قمر موجود در منظومه ما نيز مي باشد گانيمد (Ganymede) نام دارد. اين قمر از عطارد نيز بزرگتر است. سياره زحل داراي حداقل 56 قمر مي باشد. بزرگترين قمر زحل، تيتان (Titan)، جوي ضخيم تر از جو زمين دارد و از عطارد بزرگتر است. اورانوس حداقل 27 قمر دارد و نپتون داراي 13 قمر است. احتمال وجود قمرهاي بيشتر حول سياره هاي غول پيكر بيروني كه هنوز كشف نشده باشند بسيار زياد است.
بعضي از سيارك ها و اجرام كوچك آسماني نيز داراي قمر هستند. پلوتو داراي قمريست كه نصف خود اين سياره كوتوله است و " 2033 يو بي 313 " قمري دارد كه تقريبا يك هشتم آن است.
حلقه اي از غبار و اجرام كوچك پيرامون همه سياره هاي غول پيكر را وجود دارد. حلقه زحل براي ما آشناترين حلقه است اما حلقه هاي باريكي نيز حول مشتري ، اورانوس و نپتون وجود دارند.
ستاره هاي دنباله دار، توپهاي يخي هستند كه ساختمان آنها متشكل از يخ و سنگ است. زمانيكه يكي از اين توپهاي يخي به خورشيد نزديك مي شود، بخشي از يخهاي موجود در مركز آن بخار مي شوند اين بخار تحت تاثير بادهاي خورشيدي قرار گرفته و به شكل دنباله اي براي توپ يخي در مي آيد و به اين شكل ستاره اي دنباله دار به وجود مي آيد.
ستاره شناسان ستاره هاي دنباله دار را در دو گروه اصلي طبقه بندي كرده اند. گروه دوره طولاني، كه بيش از 200 سال طول مي كشد تا يك دور كامل حول خورشيد بزنند و گروه دوره كوتاه كه دور خود را در مدت زماني كمتر از 200 سال طي مي كنند.
ستاره هاي دنباله دار اين دو گروه متعلق به دو منطقه متفاوت در منظومه شمسي هستند. ستاره هاي گروه دوره طولاني در منطقه اي به نام ابر اورت (Oort) مستقرند. ابر اورت نام گروهي از ستاره هاي دنباله داريست كه در فاصله اي دورتر ازمدار پلوتو قرار گرفته اند. نام اين منطقه از نام ستاره شناس آلماني، جان اورت (Jan H. Oort) گرفته شده است. وي براي اولين بار حضور اين ابر را اعلام نمود. ستاره هاي دنباله دار دوره كوتاه در كمربند كايپر هستند. در هر دو منطقه ابر اورت و كمربند كايپر، اجرامي ديده مي شود كه مربوط به دوره شكل گيري سيارات در منظومه شمسي است.
سياره هاي كوچك ديگري نيز در اين منظومه حضور دارند كه در واقع سنگهاي آسمانيند. مدار بعضي از اين اجرام بيضي شكل است و به قسمتهاي دروني تر از مدار زمين و حتي مدار عطارد نيز مي رسند. مدار بعضي ديگر دايره شكل است و در فضاهايي ميان مدارهاي سيارات بيروني قرار دارد. بيشتر اين اجرام در فضايي به نام كمربند سنگهاي آسماني، در فضايي بين مدارهاي سياره هاي مريخ و مشتري در حال گردش به دور خورشيدند. اين منطقه شامل بيش از 200 سنگ آسماني مي باشد كه قطر آنها بيش از 100 كيلومتر(60 مايل) است. دانشمندان تخمين مي زنند كه بيش از000/750 سنگ آسماني با قطر بيش از 1 كيلومتر (5/3 مايل) و ميليون ها سنگ كوچك تر در اين كمربند وجود دارند. در اين منطقه حتي سنگهايي يافت شده كه چندين سنگ كوچك تر حول آنها در گردش است.
شهاب سنگهاي كوچك نيز گروهي از اجرام فلزي يا صخره اي هستند. زمانيكه اين اجرام وارد جو زمين مي شوند، رده اي نوراني به جاي مي گذارند كه ناشي از تلاشي و تجزيه آنهاست.
برخي از اين اجرام كوچك پس از عبور از جو، به زمين برخورد مي كنند. بيشتر اين شهاب سنگها اجرامي هستند كه در كمربند سنگهاي آسماني تشكيل شده اند. در اواخر قرن بيستم ستاره شناسان شهاب سنگهايي را كشف كردند كه از مريخ و ماه مي آمدند. خيلي از شهاب سنگها قطعات جدا شده از ستاره ها ي دنباله دارند.
در منظومه شمسي، منطقه اي وجود دارد شبيه به قطره اشك. اين منطقه آكنده از ذرات باردار الكتريكي مي باشد كه توسط خورشيد توليد شده اند. دانشمندان هنوز ابعاد دقيق اين منطقه را اندازه گيري نكرده اند ولي گمان مي رود كه وسعت اين منطقه از قسمت لبه پايين اشك، حدود 15 بيليون كيلومتر(9 بيليون مايل) باشد.
ساختمان منظومه شمسي
بسياري از ستاره شناسان بر اين عقيده اند كه منظومه شمسي از غباري بسيار عظيم و دوار به نام غبار خورشيد تشكيل شده است. براساس اين تئوري، غبار خورشيد به سبب گرانش شديد خود متلاشي شده. شمار ديگري از ستاره شناسان وقوع يك ابر نواختر در نزديكي غبار خورشيد را دليل تلاشي آن مي دانند. زمانيكه توده بزرگ غبار خورشيد منقبض شد چرخش آن سريعتر گرديد و به يك صفحه سياره اي مبدل شد.
تئوري غبار خورشيد معين مي نمايد ذراتي كه در صفحه سياره اي وجود داشتند با برخورد به يكديگر به اجرام شبه سياره يا سيارك ها تبديل شدند. برخي از اين اجرام با يكديگر تركيب شده و در نهايت هشت سياره بزرگ اين منظومه را شكل داده اند. بقيه اجرام تشكيل دهنده اقمار، سياره هاي كوتوله، اخترك ها و ستاره هاي دنباله دار بوده اند. همه اجرام بزرگ و كوچك موجود در منظومه شمسي دور خورشيد، در يك جهت، و تقريبا در يك صفحه، در گردشند چرا كه همه آنها در اصل اعضاي يك صفحه بزرگ سياره اي هستند.
بيشتر مواد و ذرات موجود در غبار خورشيد، بر اساس تئوري غبار خورشيد، در هنگام انقباض به مركز اين توده كشيده شده و در آن قسمت تحت فشار كافي، منجر به تشكيل خورشيد گرديده اند. در اين هنگام انفجار هاي خورشيدي آغاز و بادهاي خورشيدي شروع به وزيدن نمودند. اين بادها به اندازه اي شديد بودند كه عناصر سبك از جمله هيدروﮊن و هليم را با خود به قسمتهاي داخلي منظومه آوردند. شدت اين بادها در قسمتهاي بيروني كمتر و در نتيجه اجتماع هيدروﮊن و هليم در اين مناطق بيشتر از بخشهاي درونيست و اين توجيه مناسبي براي اين مسئله مي باشد كه سيارات دروني كوچك تر و صخره اي هستند ولي سيارات بيروني غول پيكرند و تقريبا به طور كامل از هيدروﮊن و هليم تشكيل شده اند.
منظومه هاي ديگر
ستاره هاي زيادي داراي صفحه سياره اي پيرامون خود مي باشند كه به نظر مي رسد اين صفحه ها همان سيستم هاي منظومه اي باشند. در سال 1983 يك تلسكوپ مادون قرمز تصويري از صفحه سياره اي حول ستاره وگا (Vega)، درخشان ترين ستاره در صورت فلكي ليرا (Lyra) تهيه نمود. اين اكتشاف اولين مدرك به دست آمده مبين وجود مجموعه هايي شبيه به منظومه شمسي در نقاط ديگر فضا به حساب مي آيد. در سال 1984 ستاره شناسان صفحه سياره اي ديگري پيرامون ستاره پيكتوريس بتا (Beta Pictoris) در صورت فلكي پيكتور(Pictor) مشاهده نمودند.
در اوايل قرن 21 ستاره شناسان بيش از 50 ستاره را كشف كردند كه مانند خورشيد سياراتي درحال گردش به دورخود دارند. در اغلب موارد تنها يك سياره به دور ستاره در گردش ديده شده است كه احتمالا سياره پوشيده از گاز و بدون سطوح سخت است.
کمربند سيارک ها
کمربند سيارک ها
بعد از آن كه هرشل اورانوس را كشف كرد اختر شناسان در جستجوي كشف سياره هاي بيشتر برآمدند. كشف سياره شهرت زيادي به همراه داشت و اين بر تلاش اختر شناسان مي افزود. از اين گذشته به نظر مي رسيد كه طبق قانون بده سياره ناپيدايي ميان مدار مريخ و مشتري وجود دارد. اين قانون يكي از ويژگيهاي عجيب مدار ساره ها را بيان مي كند. يكي از اختر شناسان آلماني به نام يوهان بده طريقه يك بازي عددي را در سال 1772 ميلادي (1151 شمسي) منتشر كرد. اين بازي ساده به صورت زير بود : اعداد 3و0 را مي نويسيم و اعداد بعدي را با دو برابر كردن عدد قبل از آن مشخص مي كنيم. با اين كار اعداد 0و3و6و12و24و48و96و192و384 به دست مي آيند. سپس با افزودن عدد 4 به هر يك از آنها سري جديد اعداد را به صورت 4و7و10و16و28و52و100و196و388 مي نويسيم. اكنون همه را به 10 تقسيم مي كنيم كه اعداد زير حاصل مي شوند 4/10 و 7/10 و 10/10 و 1/6 و 2/8 و 5/2 و 10 و 19/6 و 38/8 . اين اعداد حقيقت بسيار مهمي را در بر دارند. اگر فاصله متوسط زمين تا خورشيد را برابر 1 بگيريم اعداد ديگر فاصله تعداد زيادي از سياره ها را به درستي پيشگويي مي كنند. مثلا نسبت فاصله عطارد تا خورشيد نسبت به فاصله زمين تا خورشيد برابر 0/39 و زهره 0/72 و مريخ 1/5 و مشتري 5/2 است كه با اعداد سري بده تقريبا معادل اند. ولي در زمان بده شكافي ميان مريخ و مشتري يعني ميان اعداد 1/6 و 5/2 وجود داشت. هنوز سياره اي كشف نشده بود تا جاي خالي عدد 2/8 را پر كند. به نظر مي رسيد كه اين دليل قانع كننده اي است بر وجود سياره اي پنهان ميان مريخ و مشتري . |
| فاصله حقيقي از خورشيد در واحد نجومي | سري عدد هاي بده | سياره | |||
| 0/4 | 0/4 | عطارد | |||
| 0/7 | 0/7 | زهره | |||
| 1 | 1 | زمين | |||
| 1/5 | 1/6 | مريخ | |||
| (25-40) | 2/8 | سياركها | |||
| 5/2 | 5/2 | مشتري | |||
| 9/5 | 10/0 | زحل | |||
| 19/2 | 19/6 | اورانوس | |||
| 30/0 | - | نپتون | |||
| 39/4 | 38/8 | پلوتو |
در اولين شب آغاز قرن نوزدهم ميلادي يك اختر شناس ايتاليايي به نام جوز پاي پياتسي جسم جديدي ميان مريخ و مشتري كشف كرد. او كه در حال تهيه فهرستي از ستارگان بود متوجه اين جسم غير عادي شد. مشاهده هاي بعدي نشان داد كه مدار آن ميان مريخ و مشتري است و به خوبي با اعداد بده مطابقت دارد. اين جسم را سرس نام نهادند. قطر سرس فقط 400 كيلومتر بود و نمي توانست يك سياره واقعي به شمار آيد. از اين رو كاوشها ادامه يافت. اما به عوض يافتن يك سياره واقعي انبوهه اي از سياره هاي كوچك يا سيارك كشف شد كه بين مدار مريخ و مشتري در گردشند. تا كنون چنديد هزار سيارك رديابي شده و هر روز نيز تعداد جديدي يافته مي شوند. تقريبا تمامي سياره هاي كوچك يا سياركها ميان مريخ و مشتري هستند. ولي تعداد اندكي از آنها تا نزديكي هاي خورشيد نيز مي آيند. در سال 1937 ميلادي ( 1316 شمسي ) سيارك هرمس از فاصله 750000 كيلومتري زمين گذشت كه تقريبا دو برابر فاصله زمين تا ماه است. اگر برخورد مستقيمي ميان يك سيارك و زمين رخ دهد ويراني غير قابل تصوري پيش مي آيد. احتمالا بزرگترين گودالهاي روي ماه به سبب برخورد با سيارك ها است. بيشتر سياركها توده هاي بي نظم از صخره هستند كه اندازه آن ها به چند كيلومتر مي رسد. سطح آن ها برآمدگي و گودال هاي صخره اي دارد ولي فاقد خاك و غبار است. بعضي از سيارك ها به سياهي دوده و بعضي به رنگ سرخ هستند. زماني مردم عقيده داشتند كه سيارك ها از متلاشي شدن يك سياره به وجود آمده اند. ولي تمام ماده موجود در كمربند سيارك ها كمتر از يك صدم جرم زمين است. به احتمال زياد آن ها بقاياي موادي هستند كه در حدود پنج هزار ميليون سال پيش سياره هاي منظومه شمسي از آن تشكيل يافته است. از عكس هاي فوبوس و ديموس كه دو قمر كوچك مريخ هستند مي توان تا حدي به چگونگي سيارك ها پي برد. دوربين هاي عكاسي درشتنما جزئيات آن را آشكار كرده است. سطح آن ها از گودال ها و لبه هاي تيز پوشيده شده است. اگر در روي سياركي مثلا با قطر 20 كيلومتر بايستيم كوچكتريم حركت سبب مي شود كه از آن جدا شويم |
سیاره کوتوله، پلوتو
سیاره کوتوله، پلوتو |
| در سال 2006، این مناظره، انجمن ستاره شناسی بین المللی (مرجع نامگذاری اجرام آسمانی) را بر آن داشت که رسما پلوتو را در گروه سیارات کوتوله معرفی کنند. این سیاره از زمین بدون تلسکوپ دیده نمی شود. فاصله پلوتو از خورشید تقریبا 39 برابر فاصله زمین از خورشید است. میانگین فاصله آن از خورشید 5.869.660.000 کیلومتر می باشد. پلوتو در مداری بیضی شکل به دور خورشید در حرکت است. در قسمتهایی از این مدار فاصله پلوتو تا خورشید از فاصله نپتون تا خورشید کمتر است. این سیاره به مدت 20 سال زمینی در داخل مدار نپتون می ماند. این پدیده هر 248 سال زمینی یکبار روی می دهد. این زمان معادل یکسال پلوتویی است. آخرین باری که پلوتو به داخل مدار نپتون وارد شد، 23 ژانویه 1979 تا 11 فوریه 1999 بود. پلوتو علاوه بر گردش به دور خورشید، دور خودش نیز (حول محور عمودی فرضی) می چرخد. یکبار گردش سیاره به دور خود حدود 6 روز زمینی طول می کشد. ستاره شناسان به دلیل دور بودن این سیاره از زمین، هنوز اطلاعات زیادی درباره آن به دست نیاورده اند. قطر آن 2300 کیلومتر یعنی کمتر از یک پنجم قطر کره زمین تخمین زده می شود. سطح این سیاره از سردترین مناطق موجود در منظومه شمسی و احتمالا حدود 225- درجه سانتیگراد است. بیشتر پلوتو قهوه ایست. به نظر می رسد که این سیاره عمدتا ازمتان یخ زده تشکیل شده و جوی از متان دارد. به خاطر چگالی کم آن ستاره شناسان فکر می کنند که بیشتر پلوتو از یخ است. دانشمندان تردید دارند که نوعی از حیات در این سیاره وجود داشته باشد. در سال 1905، پرسیوال لاول (Percival Lowell)، ستاره شناس آمریکایی نیروی گرانشی را کشف کرد که بر دو سیاره نپتون و اورانوس تاثیر می گذاشت. در سال 1915، او مکان سیاره پنهان را پیش بینی کرده و جستجوی خود برای یافتن آنرا در رصد خانه آریزونا آغاز نمود. او از یک تلسکوپ برای رصد قسمتهایی از آسمان که او وجود سیاره جدید را در آن نواحی پیش بینی کرده بود، سود برد. متاسفانه پرسیوال در سال 1916 و قبل از کشف سیاره فوت کرد. 13 سال بعد یعنی در سال 1929، کلاید تومبا (Clyde W. Tombaugh)، یکی از دستیاران لاول در رصدخانه، از پیش بینی های او استفاده کرده و با استفاده از تلسکوپ قدرتمندتری به مشاهده نواحی خاص در آسمان پرداخت. سرانجام در سال 1930، تومبا سه عکس از این سیاره تهیه کرد. سیاره ای جدید که به یاد خدای مرگ رومیان باستان، پلوتو نامیده شد. البته دو حرف اول پرسیوال لاول نیز به افتخار وی آغازگر نام سیاره پلوتو می باشند. در سال 1978، ستاره شناسان رصدخانه نوال (Naval) در آریزونا موفق به کشف قمر پلوتو یعنی شارون (Charon) شدند. قطر این قمر 1210 کیلومتر است. در سال 1969، ستاره شناسان نخستین تصاویر دقیق از سطح پلوتو را منتشر کردند. این تصاویر که توسط تلسکوپ فضایی هابل تهیه شده بود، 12 منطقه تیره و روشن را در سطح پلوتو نشان می داد. مناظق روشن، که شامل کلاهک ها قطبی هستند، احتمالا نیتروژن یخ زده می باشند. مناطق تیره نیز به طور حتم متان منجمد است که به دلیل پرتوهای فرابنفش خورشیدی دچار تغییرات شیمیایی شده است. در سال 2005، یک گروه از ستاره شناسان که به بررسی تصاویر هابل می پرداختند، دو قمر ناشناخته پلوتو را کشف کردند. این اقمار که بعدها هایدرا (Hydra) و نیکس (Nix) نامیده شدند، قطری حدود 160کیلومتر دارند و در خارج از مدار شارون قرار گرفته اند. در سال 2006، ناسا سفینه افقهای جدید (New Horizons) را با هدف رسیدن به پلوتو به فضا ارسال نمود. |
گنجهها و برخی قطعات معروف
گنجهها و برخی قطعات معروف
جواهرات و قطعات موجود در خزانه جواهرات ملی در قالب 36 گنجه دسته بندی شدهاند. محتويات اين گنجهها بسيار متنوع بوده و بطور عمده شامل انواع زيورآلات تزئينی، انواع تاج و نيمتاج، انواع جقه (پيشکلاه)، گلدان، سرپوشهای غذا، قليان، آينه، تنگهای مينا، شمعدان، فيروزه، شمشير، خنجر، سپر، ساعت، قلمدان، انفيهدان، اشيای آراسته به ياقوت و لعل، تفنگ، عصا، مدال، تخت، سنجاق و گل سينه، مرواريد و... است. در زير برخی قطعات معروف به همراه تصوير و شرح مختصر آنها آورده شده است. |
الماس معروف به دريای نور
شايد اين الماس در ميان جواهرات ملی ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار میآمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکی با يکديگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.
الماس دريای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.
ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سينه خود نصب می کرد و حتی توليت دريای نور را منصبی مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول می داشت.
دريای نور بعدها داخل موزه دولتی گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دريای نور 182 قيراط است و رنگ آن صورتی است که کميابترين رنگ الماس است.
در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادايی، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهی کشف شد:
تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قيراط سخن می گويد و اشاره می کند در سال 1642 ميلادی آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه های آن را نيز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ ) می نامد. رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايی را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس دريای نور و نورالعين در اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دريای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قيراط است، نورالعين ناميده شده و در حال حاضر در وسط نيم تاج شماره 2 گنجه 26 قرار دارد.
تاج پهلوی
تاج مورد استفاده رضاخان و محمدرضا پهلوی. اين تاج از طلا و نقره ساخته شده و آراسته به الماس های برليان بسيار اعلاء، تخمه های درشت زمرد، ياقوت کبود ومرواريد است. کلاه تاج ابره مخمل قرمز است و در قبه آن که تخمه زمرد خياره در چنگ نشانده، قرار دارد.
تاج، در چهار طرف، دارای چهار کنگره پله پله به شکل تاج های شاهنشاهان ساسانی است که در وسط و زير کنگره پيشين آن، خورشيدی زرين با شعاع های الماس نشان و تخمه الماس زرد درشت نصب شده است و در پشت همين کنگره، جقه پايه دار اسليمی و در پشت آن پر قو قرار دارد.
شمار گوهرهای نشانده شده بر تاج چنين است: 3380 قطعه الماس به وزن 1144 قيراط، 5 قطعه زمرد به وزن 199 قيراط و 2 آنه، 2 قطعه ياقوت کبود به وزن 19 قيراط و 368 حبه مرواريد غلطان جور. وزن تاج از زر و گوهر و مخمل، با هم، 444 مثقال، يعنی در حدود دو کيلو و هشتاد گرم است.
تاجی که قبلاً در تاجگذاری های دوران قاجار، به کار می رفت، تاج کيانی بود، ولی رضاخان پهلوی مايل نبود در تاجگذاری خود از آن استفاده کند. از اين روی، در سال 1304 خورشيدی، گروهی از جواهرسازان ايرانی، زيرنظر سراج الدين جواهری، جواهرساز معروف قفقازی و جواهرساز امير بخارا که از روسيه به ايران مهاجرت کرده بود از گوهرهای منتخب، تاج مزبور را ساختند و رضاخان و محمدرضا پهلوی، برای تاجگذاری های خود از آن استفاده کرده اند.
جقه نادری
جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن يک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زير جقه، سه آويز زمرد خوشرنگ امرودی آويخته شده است. قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه ها نيز دو ريسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه های جقه، دو آويز زمرد بسيار اعلای سعيدی امرودی آويخته شده است. در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پايين، در دو سو، شبيه درفش، طبل، لوله توپ و سرنيزه روی زه زين نصب شده است. پارچه درفش به سه رديف ياقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسيم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ريز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می کرد. وزن جقه 33 مثقال و 16 نخود است. |
تاج کيانی
تاج فتحعلی شاه، معروف به تاج کيانی، که آراسته به الماس، زمرد، ياقوت و مرواريد است. اين تاج در زمان فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطين قاجاريه قرار گرفت. |
کره جواهرنشان
اين کره در سال 1291 هجری قمری، به دستور ناصرالدين شاه، توسط گروهی از جواهرسازان ايرانی به سرپرستی ابراهيم مسيحی از جواهرات پياده ای که در خزانه موجود بود، ساخته شد. وزن خالص طلای به کار رفته در اين کره 34 کيلوگرم و وزن جواهرات آن 3656 گرم است. تعداد کل جواهراتی که در روی کره نصب شده، بالغ بر 51366 قطعه است. پيدا کردن کشورهای مختلف در ميان برق سنگهای گوهرها کار مشکلی است، زيرا به نظر می آيد مهارت سازنده آن در جواهر سازی، بيش از نقشه کشی بوده است. درياهای روی کره به وسيله زمرد و خشکی ها به وسيله ياقوت نشان داده شده است. آسيای جنوب شرقی، ايران و انگلستان با الماس، هندوستان با ياقوت روشن و آفريقای مرکزی و جنوبی با ياقوت کبود مشخص شده است. خط استوا و ساير خطوط جغرافيايی با الماس نشان داده شده است. قطر کره تقريباً دو پا (66 سانتيمتر) است و روی پايه ای که تماماً از طلای آراسته به جواهرات است، قرار دارد. |
تخت طاووس (تخت خورشيد)
به فرمان فتحعلی شاه در سال 1216 هجری قمری، تختی عظيم و مجلل به مباشرت نظام الدوله محمدحسين خان صدر اصفهانی فرمانفرمای اصفهان با جواهر و طلای موجود در خزانه ساخته شد و به مناسبت نقش خورشيد مرصعی که در صدر تخت تعبيه شده است به نام تخت خورشيد معروف گرديد.
تخت خورشيد سالها به همان نام ناميده می شد تا اينکه فتحعلی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج نمود. از همان زمان به مناسبت نام او، تخت به نام طاووس مشهور شد. بعضی از ايرانيان می پنداشتند که تخت مذکور همان "تخت طاووس" هند است و با مقايسه و توصيفی که تاورنيه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود ديده و استنباط کرده به اين نتيجه رسيده که ادعای مدعيان باطل است و برای اطمينان و تأييد نظر خود با ناصرالدين شاه مذاکره و از ايشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به امر فتحعلی شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم، تخت طاووس ناميده شده است. پس از درگذشت فتحعليشاه، سالها بعد ناصرالدين شاه که در ضبط و ربط جواهر و نفايس سلطنتی، عنايت خاص داشت دستور داد تا تخت ياد شده را تعمير کرده و تغييراتی جزئی در شکل ظاهر آن دادند از جمله اشعاری که مضمون آنها کيفيت تعمير تخت به امر ناصرالدين شاه است، در کتيبه اطراف تخت به خط نستعليق خوش در مصراعهای مجزا از يکديگر روی زمينه زر، به مينای لاجوردی نگاشته شده است. اين مصراع ها فعلاً مرتب و دنبال يکديگر نصب شده است و پيداست که در تعمير بعدی آنها در جای خود نشاندهاند. تخت مذکور تا سال 1360 در تالار کاخ گلستان نگهداری می گرديد. در تاريخ 17/6/1360 به خزانه جواهرات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران انتقال يافت تا همواره با توجه به تجانس اين تخت با جواهرات موجود در خزانه (موضوع قانون سال 1316 شمسی) نگهداری شود.
باغ و كاخ گلستان
باغ و كاخ گلستان
مجموعه كاخ گلستان، يادگاري به جاي مانده از ارگ تاريخي تهران است، كه روزگاري همانند نگيني در ميان اين ارگ، ميدرخشيد. بنياد ارگ تاريخي تهران به دوره صفويه و زمان شاه طهماسب اول بازميگردد. اين ارگ در دوره كريم خان زند بازسازي شده و در دوره قاجار به محل دربار و سكونت سلاطين قاجار اختصاص يافته است؛ گفتني است كه ناصرالدين شاه در دوران حيات خود تغييرات بسياري را در مجموعه گلستان ايجاد كرده است. در بيش از يك سوم فضاي ارگ، دارالحكومه و محل سكونت شاه قرار داشت. اين منزلگاه همانند خانه هاي سنتي ايران داراي دو بخش بيروني و اندروني بود. بخش بيروني شامل دو قسمت يعني حياط دارالحكومه يا ديوانخانه وديگري باغ مربع شكلي به نام باغ گلستان بود كه ايندو حياط را بناهايي از يكديگر جدا ميساخت. در شرق دارالحكومه و شمال باغ گلستان فضاي اندروني قرارداشت كه حياطي بزرگ بود و محل اقامت زنان شاه و عمارت خوابگاه شاهي در ميانه آنها ساخته شده بود و در واقع حرمسرا را تشكيل ميداد. اين مجموعه دردوره پهلوي تخريب و بجاي آن ساختمان فعلي وزارت امور اقتصادي ودارائی ساخته شد. حياط تخت مرمر يا دارالحكومه مقر بر تخت نشستن شاه و برگزاري بارعام و محل حكومت بود. در حاليكه فضاي باغ گلستان اندرون شاهي بود و به ملاقاتهاي خصوصي، مراسم و بزمهاي شبانه دربار اختصاص داشت.
تالار آئينه در غرب تالار سلام و در بالاي سر در و ايوان سنگي جلو سرسراي كاخ قرار دارد و يكي از تالارهاي مشهور كاخ گلستان است. ساخت تالار آيينه همزمان با تالار سلام حدود سال 1291 هـ.ق آغاز گرديد و ظاهرا در سال 1294هـ.ق پايان رسيد. در آغاز انتقال اشياء و آثار موزه قديم به موزه جديد، اين تالار به تخت طاووس و تاج كياني اختصاص داشت. شهرت عمده تالار آئينه علاوه بر تزئينات آن بيشتر به دليل نقاشي معروفي است كه مرحوم ميرزا محمدخان كمال الملك غفاري بسال 1309 هـ.ق از آن ترسيم كرده و اينك در كاخ گلستان نگهداري ميگردد.
پس از اولين سفر ناصرالدين شاه به اروپا در سال 1290 هـ.ق و ديدن موزه ها و گالريهاي بزرگ كشورهاي غربي وي تصميم گرفت كه موزه اي شبيه به موزه هاي اروپا در ارگ ايجاد نمايد. بدين منظور عمارت خروجي را تخريب و در عوض در سمت شمالغربي ودر جوار تالار عاج، بناهاي كاخ گلستان جديد، يعني سرسرا و تالار آئينه گلستان و اتاق موزه بنيان نهاده شد.
ساخت اتاق موزه در سال 1291 هـ.ق آغاز و در سال 1294 هـ.ق پايان يافت. ولي به دليل تزيينات زياد و چيدن اشياء كه با نظارت مستقيم شاه صورت ميگرفت بهره برداري از آن تا سال 1299 هـ.ق به طول انجاميد.
اين تالار ازهمان آغاز به منظور تاسيس وتشكيل موزه بناگرديد. ولي پس از انتقال تخت طاووس از موزه هاي قديم و تالار آئينه به آن و نيز برگزاري سلامهاي خاص ورسمي درآن بتدريج نام تالار سلام را به خود گرفت.
در اين تالار نفيس ترين اشياء و آثار هنري اهدايي، بويژه جواهرات سلطنتي نگهداري ميشد. در سال 1345 به سبب برگزاري مراسم تاجگذاري محمدرضا شاه پهلوي در اين تالار، موزه آرايي آن بطور كلي دگرگون شد و به شكل امروزي درآمد.
در طبقه زيرين تالار سلام حوض خانه اي قرار دارد. امروزه حوض خانه وسيع زيرين به دو بخش تقسيم گرديده است : بخش شرقي با نام تالار مخصوص به نمايش هنرهاي ظريفه ايران در دوره قاجار، و بخش غربي آن با نام نگارخانه براي ارائه آثار نقاشي هنرمندان ايران دردوره قاجار اختصاص يافته است.
در سمت جنوبي محوطه كاخ گلستان بعد از عمارت بادگير، تالار الماس قرار دارد. بنياد و اساس اين تالار در زمان فتحعلي شاه نهاده شده ولي در زمان ناصرالدين شاه تغييراتي در ظاهر و تزئينات آن داده اند. اين بنا بمناسبت آئينه كاريهاي داخلي اش بنام الماس خوانده شده است.
در زمان ناصرالدين شاه اغلب طاقها و طاقنماهاي جناغي اين تالار مانند بسياري از طاقهاي ديگر كاخ گلستان به طاقهاي قوسي يا رومي تبديل گرديد وديوارهاي تالار به انواع كاغذ ديواري خارجي پوشانيده شد.
اين تالار با توجه به آنكه از جمله بناهاي فتحعلي شاهي است به محل موزه آثار و اشياي وي اختصاص يافته و قرار است در زيرزمين آن نيز چاي خانه مجموعه داير گردد.
بعد از تالار آئينه و در سمت غرب تالار برليان، تالار عاج قراردارد. تاريخ احداث اين تالار و حوضخانه زير آن معلوم نيست، ولي محققا قبل از تالار سلام و تالار آئينه ساخته شده و از بناهاي دوره ناصري است كه البته بعدها درزمان خود وي در نماي آن تغييراتي دادند كه به صورت امروزي درآمده است. در اين تالار در زمان ناصرالدين شاه، هداياي پادشاهان دول خارجي نگهداري ميشد و در زمان پهلوي محل پذيرايي وبرپايي مهمانيهاي رسمي دربار بود. از اين رو درآرايش دروني آن تغييرات عمده اي داده شده است. حوض خانه زير اين عمارت براي نمايش تابلوهاي نقاشي اختصاص يافته است.
اين عمارت كه درطبقه فوقاني تالار عاج واقع است، از بناهاي دوره ناصري است و زماني آب قنات از داخل آبنماي اين عمارت به داخل حوضهاي حياط كاخ در جريان بوده است. اين عمارت نيز در زمانهاي مختلف تغييراتي يافته و اكنون با نصب نفيس ترين تابلوهاي نقاشان اروپائي در قرن 19 ميلادي، از جمله آثار معروف نقاشاني همچون سيمون ون گلذبر، آيوازفسكي … تبديل به نمايشگاه دائمي تابلوهاي نقاشي گرديده است.
اين بنا شاخص ترين بناي كاخ گلستان و ممتازترين ساختمان ضلع شرقي مجموعه است. گويا ناصرالدين شاه قبل از سفر به اروپا و بر اثر ديدن تصاوير بناهاي فرنگستان، تمايل پيدا ميكند بنايي مرتفع، نظير آنها در پايتخت خود ايجاد نمايد تا از بالاي آن بتواند به همراه درباريان منظره شهر و دورنماي اطراف را تماشا كند.
ساخت عمارت در سال 1282 هـ.ق آغاز ميگردد و پس از دو سال پايان ميپذيرد و آن را شمس العماره مينامند و تاريخ بنايش را به حساب جمل كاخ شاهنشاه مي يابند. طرح ونقشه آن ظاهرا از معيرالممالك ومعمار آن استاد علي محمد كاشي بوده است.
در گوشه شمال غربي محوطه گلستان، ديوار به ديوار تالار سلام، بنايي سر پوشيده و ستوندار بصورت ايوان سه دهنه اي وجود دارد كه در مركز آن حوض جوشي ساخته شده و بيشتر آب اين قنات شاه از ميانه حوض ميجوشيده است. اين قسمت از كاخ گلستان كه جلو خان يا خلوت كريمخاني ناميده ميشود چنانچه از نامش پيداست از بناهاي دوره كريمخان زند است و قسمتي از خلوت خانه وي به شمار مي آمده است.
اين بنا ظاهرا در سال1173 هـ.ق احداث گرديده و در زمان ناصرالدين شاه، كه بناي جديد تالار سلام ساخته ميشده است، قسمت اعظم آن تخريب گرديده و امروزه تنها بخشي از آن باقي مانده است.
عمارت بادگير در زمان فتحعلي شاه درضلع جنوبي باغ گلستان ساخته شد. ولي در زمان ناصرالدين شاه تصرفات عمده ئي در آن انجام گرفت و به شكل امروزي درآمد.
در زير تالار وعمارت مذبور حوضخانه وسيعي وجود دارد كه در چهار گوشه آن چهار بادگير بلند پوشيده از كاشيهاي معرق، آبي، زرد و سياه با قبه هاي زرين ساخته شده است و هواي حوضخانه و تالار و اتاقها بوسيله آنها به خوبي خنك ميشود.
در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه، شاه سلطان عبدالحميد، پادشاه عثماني، مقداري اثاثيه ارزشمند و گرانبها براي شاه ايران فرستاد. چون در آن هنگام تقريبا همه كاخها و تالارهاي سلطنتي با تابلوها و اثاثيه متعدد پر و آراسته شده بود از اين رو ناصرالدين شاه تصميم گرفت در گوشه جنوب غربي محوطه گلستان، كه سابقا محل كلاه فرنگي يا برج آغامحمدخاني بود، كاخ جديدي بنا نمايد و هداياي سلطان را درآن جاي دهد.
اين بنا به علت سفيدي رنگ نماي ساختمان كه بشيوه بناهاي قرن 18 اروپا گچبري و نماسازي شده و نيز به سبب آنكه پله ها و ازارهاي سرسراي كاخ مرمر سفيد رگه دار بود كاخ ابيض ناميده شد. كاخ ابيض از همان ابتداي بناي خود به محل اشتغال صدراعظمها اختصاص يافت و جلسات هيئت دولت تا سال 1333 شمسي در اين كاخ و در تالار سلطان عبدالحميد تشكيل ميشد .
در سال 1344 به سبب تاجگذاري محمدرضا شاه پهلوي در ضلع غربي و نيز طبقه پايين ساختمان تغييراتي بوجود آمد و از سال 1347 به موزه مردم شناسي تبديل گرديد.
در سمت شرقي تالار عاج، چند تالار و اتاق زيبا و مجلل وجود دارد كه سطح كف آنها نسبت به كف تالار عاج وتالارهاي ديگر پايين تر است. در زمان ناصرالدين شاه بعلت كهنگي وفرسودگي بناهاي قديمي ارگ، اغلب آنها را ويران ميکردند و به جايشان ساختمانهاي جديدي ميساختند. در اين زمان عمارت بلور را خراب كردند و در جايش عمارت امروزي رابنا نمودند. اين عمارت درزمان پهلوي براي برگزاري جلسات رسمي با سران دول خارجي و مراسم تشريفات مورداستفاده قرار ميگرفت.
نگارخانه محل ارايه گنجينه نفيس تابلوهاي نقاشي، هنرمندان دوره قاجار است كه در آن سير تحول نقاشي در ايران و آثار هنرمندان مشهور آن در معرض نمايش قرار گرفته است. از نقاشان مشهوري كه آثار آنان به نمايش درآمده است ميتوان به محمود خان صبا، مهرعلي، كمال الملك، اسماعيل جلابر، ابوالحسن ثاني يا صنيع الملك و محمد حسن افشار اشاره نمود.
در ضلع شمالغربي باغ گلستان از خلوت كريمخاني كه بگذريم به تالار موزه مخصوص يا عمارت موزه اصلي مي رسيم. اين نخستين موزه سلطنتي و دولتي در ايران است كه توسط ناصرالدين شاه تاسيس گرديده است. شاه بر اثر مسافرت به اروپا و ديدن موزه ها و گالريهاي بزرگ كشورهاي غربي، تصميم گرفت كه او نيز موزه اي شبيه به موزه هاي اروپايي، در ارگ سلطنتي تاسيس و ايجاد نمايد. اين تالار از همان آغاز به منظور تاسيس و تشكيل موزه بنا گرديد ونيز برگزاري سلامهاي خاص و رسمي در آن بتدريج نام تالار سلام را بخود گرفت.
در سال 1345 به سبب برگزاري مراسم تاجگذاري محمدرضا شاه پهلوي در اين تالار، موزه آرايي آن بطور كلي دگرگون شد و به شكل امروزي درآمد. در طبقه زيرين تالار سلام حوضخانه اي قرار دارد كه به دو بخش شرقي با نام تالار مخصوص به نمايش هنرهاي ظريفه و مرسعات در دوره قاجار اختصاص يافته است.
مرگ فتحعلی شاه
«فتحعلی شاه» مي توان گفت تمام دوره حکمراني اين شاه قاجار در جنگ و کشمکش با دشمنان خارجي و مدعيان سپري شد. در اين دوران مي توان به جنگ با عثماني و روسيه اشاره نمود. در دوره قاجار خصوصاً در زمان زمامداري فتحعلي شاه روسها امتيازات چشمگيري از ايران گرفتند و روابط دو کشور خصمانه و حالت درگيري هميشگي داشت و دو دوره جنگهاي طولاني بين ايران و روسيه اتفاق افتاد. البته طي اين جنگها دولت انگلستان با توطئه و دسيسه افکني از آشوب و درگيري به وجود آمده در ايران به نفع خود و در رسيدن به مقاصد خود استفاده کرد و دولت ايران را هميشه در تعهدات بلاعمل سرگردان و منتظر نگاه داشت و سرانجام نيز با همکاري و هماهنگي به نفع روسيه دو عهدنامه ننگين ترکمانچاي و گلستان بر ايران تحميل شد. در امور داخلي نيز به سبب کثرت اولاد و ظلم درباريان و شاهزادگان بر مردم اوضاع کشور مشوش بود. سرانجام پس از مرگ عباس ميرزا (1249 ق)، هنگامي که فتحعلي شاه براي وصول بقاياي ماليات فارس از تهران به سوي جنوب حرکت کرد به علت عليل بودن و ضعف مزاجي که از چندي پيش به وي دست داده بود، در نوزدهم جمادي الاخر سال 1250 ق. در 68 سالگي از دنيا رفت.
چرا که اين دوره يکي از پرحادثه ترين و جنجالي ترين دوره هاي قاجار است. فتحعلي شاه ابتدا در صدد سرکوب مدعيان قدرت که بلافاصله پس از مرگ آقامحمدخان شورش کرده بودند، پرداخت. در اين مسير وي ابتدا به کمک حاجي ابراهيم اعتماد الدوله عموي خود، عليقلي خان که ادعاي پادشاهي داشت را گرفت و کور کرد.
فتحعلی شاه
فتحعلی شاه قاجار
فتحعلی شاه دومین شاه از دودمان قاجار بود که از ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۴ میلادی فرمانروایی کرد.
زندگینامه
نام اصلی: باباخان نام پدر : حسینقلی جهانسوز
مرگ : (۱۹ جمادی الثانی ۱۲۵۰ ه برابر با ۲۰ اکتبر ۱۸۳۴) اصفهان
محل دفن : قم
مدت عمر : ۶۸ سال
مدت حکومت : ۳۶ سال و ۸ ماه
وی فرزند حسینقلیخان برادر جوانتر آغامحمدخان قاجار بود. پس از کشته شدن عمویش، فتحعلی شاه به پادشاهی رسید. لقب اصلی او سلطان صاحبقران بود چرا که بیش از بیست و پنج سال شاهی کرد(در آن روزگار ۲۵ سال را هم قرن میدانستند.)
نام اصلی فتحعلی، خان بابا خان بود ولی به هنگام تاجگذاری نام فتحعلی را که نام نیای خود فتحعلی خان قاجار بود برای خود برگزید.جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار که به جدا شدن سرزمینهای قفقاز از ایران انجامید در زمان این پادشاه رخ داد. میتوان گفت که روند پاره پاره شدن خاک ایران با پادشاهی او آغاز شد ولیعهد او پسرش عباس میرزا بود که در این جنگها از خود دلاوری نشان داد.ولی عباس میرزا پیش از فتحعلی شاه مرد ؛ پس پسر او محمد میرزا ولیعهد شد که پس از مرگ فتحعلی شاه با نام محمد شاه برتخت نشست.
فتحعلی شاه پس از به قدرت رسیدن با نزدیک شدن به علمای شیعه و مجتهدین تلاش زیادی کرد تا پایههای مشروعیت قدرت نوپای قاجار را در میان مجتهدینی که هنوز در آرزوی دوران صفوی بودند، محکم کند و تا حدود زیادی نیز موفق بود.وی توانست در جنگهای ایران و روس از حمایت علما در ترغیب مردم به جهاد بهره مند گردد. گفته میشود که فتحعلی شاه ۱۵۸ همسر و ۲۶۰ فرزند داشتهاست.
القاب
قاآن افخم - خاقان اعظم - نواب همایون - کامکار معظم - اولوالامر محترم - نواب مالکرقاب - خدیو صاحبقران - شاه شاهان- ابوالخواقین - بدرالسلاطین - شمسالملوک - سلطان یوزاغلان - نواب اقدس والا شهنشاه عالم.
قاجار
از خاک چه می دانید؟
از خاک چه می دانید؟
آیا تا به حال اندیشیده اید که محل ساختمان محل سکونت شما بر چه نوع خاکی بنا شده است؟ ایا تا به حال در مورد اهمیت نوع خاک در پایداری سازه ها اندیشیده ایم؟ ایا در هنگام ساخت ساختمانها به و ضعیت آبهای زیرزمینی و وجود حفره ها و کوره ها یا قناتها در نزدیکی ساختمان خود دقت کرده ایم؟ ایا تا به ساختمانهایی که در کناره خاکبرداریها بنا شده اند نظر کرده ایم؟ایا به چگونگی خاک در محل شیب کوهها فکر کرده ایم؟
سوالات بسیاری از این قبیل در اهمیت تاثیر وضعیت شرایط خاک در استحکام و پایداری ساختمانها چه در وضعیت ایستایی وچه بعد از وقوع زلزله قابل مطرح شدن است.پس بیایید ابتدا خاک رابهتر بشناسیم. بطورکلی خاکها از فرسایش سنگها و در دراز مدت تشکیل شده ، در محل خود رسوب کرده یا انتقال می یابند. خاکها دارای اندازه ذرات متفاوتی بوده و در یک تقسیم بندی بسیار کلی خاکها در طبیعت به صورت خاکهای رسی ، سیلتی ، ماسه ای ، شنی و قطعات سنگی تقسیم می شوند.خاکهای سطحی عموما ترکیبی از خاکهای فوق و خاکهای نباتی می باشند. خاکها از لحاظ تراکم ساختمانی به شکل شل، نیمه متراکم و متراکم وجود دارند. خاکها علاوه بر تفاوت در ریزدانه و درشتدانه بودن دارای چسبندگی و قفل و بستهای متفاوتی می باشند. خاکهای رسی اشباع عموما دارای چسبندگی قابل توجهی بوده لیکن خاکهای سیلتی و ماسه ای از چسبندگی کمتری برخوردارند. خاکهای مناطق مختلف ، بدلیل خصوصیات مختلف ، دارای استحکام و مقاومت های متفاوت هستند و همچنین در اثر بارهای وارده نشست های متفاوتی از خود بروز می دهند. بطور کلی وجود رطوبت در خاکها باعث کاهش پارامترهای مقاومتی می شود.
قبل از احداث هر بنا چه ساختمان ساده چند طبقه و چه پلها ، تونلها ، سدها وغیره انجام عملیات شناسایی خاکها (عملیات شناسایی ژئوتکنیکی ) امری ضروری است . امروزه مهندسین بیش از پیش به اهمیت شناسایی خاکها قبل از احداث ساختمان بر آن پی برده اند.عملایت شناسایی خاکها به دو گروه عملیات شناسایی صحرایی و عملیات آزمایشگاهی تقسیم می شوند. در عملیات صحرایی عملیات حفاری دستی یا ماشینی و نمونه گیری ، شناسایی زمین شناسی ، شناسایی پارامترهای آب وهوایی و همچنین آزمایشهای درجای صحرایی و در آزمایشگاه ، آزمایشهای آزمایشگاهی انجام می گیرد. و در نهایت پس از بررسی ها و مطالعات مقدار مقاومت خاک برای پی ها ی مختلف ارائه می شود. این مطالعات در عملیات ساختمان سازی ار اهمیت بسزایی برخوردار می باشد و با توجه به این مطالعات می توان پی و فونداسیون مناسب را با توجه به بارهای وارده تعیین نمود. پی ها به طور کلی به دو گروه پی های سطحی و پی های عمیق تقسیم می شوند. پی های سطحی همان پی های متداول در شهرها هستند که به صورت پی تک ، نواری و گسترده(رادیه) می باشند.
پی های عمیق همان شمعها می باشند که در شزایطی که مقاومت خاک برای پیهای سطحی کفایت نمی کند از این پی استفاده می شود.این نکته لازم به ذکر است که تعیین نوع پی هم به نوع سازه و هم به مقاومت خاک بستگی دارد. بنابراین ممکن است برای دو ساختمان کاملا مشابه در دو محل خاکی متفاوت پی های متفاوت پیشنهاد شود.
در آخر باز متذکر می شویم که پیش از ساخت سازه ها به مسئله خاک آن توجه کنیم. سازه خود را بر هر خاکی ننهیم ، قبل ساخت سازه ها در دامنه شیبها با متخصص آن مشورت کنیم و بدانیم هز قدر سازه ما محکم باشد اگر بر خاکی ضعیف بنا شود ، در اینده با مشکل مواجه خواهد شد.
زمين لرزه
دلیل پیدایش زمین لرزه:
طبق آخرین بررسیهای به عمل آمده، سطح کره زمین از 12 صفحه برزگ به نام Plate تشکیل شده است که این صفحات ساکن نبوده و جابجا می شوند و در طی جابجایی خود به همدیگر نیرو وارد کرده و این نیروها بتدریج در کناره ها یا داخل این صفحات انباشته شده و در نهایت به صورت زمین لرزه آزاد می گردد. دلیل حرکت این صفحات، جریان همرفتی ای است که در زیر این پوسته ها و در قسمت مایع کره زمین وجود دارد. همانطور که می دانید، داخل کره زمین بصورت مذاب است، و دمای این مایع مذاب در همه جای آن یکسان نیست و این گرادیان دما باعث جابجایی در این مایع می گردد. پوسته ها نیز که درواقع بر روی این ماده مذاب شناور هستند، دچار جابجایی می شوند.
از میان نظریات گوناگونی که در رابطه با منشاء زمین لرزه ها ارائه شده است، نظریه ای وجود دارد به نام نظریه "بازگشت کشسان" که ازجامعیت بیشتری برخوردار است.
بر اساس این نظریه عامل ایجاد تغییر شکل در سنگها ایجاد شکستگی در آنها و زمین لرزه در آنها , معمولا نیروهای افقی جهت داری است که در اثر حرکت و جابجایی ورقه های سنگ کره (پلیت ها) ایجاد می شود. در بسیاری موارد بر اثر انباشته شدن زیاده از حد انرژی در سنگ، حرکاتی در امتداد شکستگی ها و گسل های قبلی موجود در سنگ روی می دهد و در ضمن رها شدن انرژی ذخیره شده، زمین لرزه هایی بوجود می آید. به همین دلیل در زمان بررسی لرزه خیزی یک منطقه باید تاریخچه لرزه ها و گسل های فعال و لرزه زا را مورد بررسی قرار داد. البته باید توجه نمود که در یک زمین لرزه، تمام طول گسل جابجا نمی شود بلکه بخشهایی از آن مقاومت می نمایند. این بخشهای به ظاهر فاقد جابجایی ممکن است در زمانی دیگر گسیخته شده و زمین لرزه ای را به وجود آورند، علاوه بر این بر اثر آتشفشانها، ریزش سقف غارها و معادن، ایجاد بهمن، برخورد شهاب سنگها، فعالیتهای بشری و ... نیز زمین لرزه هایی ایجاد شود که درصد ناچیزی از زمین لرزه های معمولا کوچک را تشکیل می دهند. بسیاری از زمین لرزه ها با تعدادی حرکات ضعیف تر در پیش از زمین لرزه اصلی و پس از حرکت اصلی همراهند که به نامهای پیش لرزه و پس لرزه خوانده می شوند.
- نظریه بازگشت کشسان
بر طبق این نظریه نیروهای فعالی که سبب تغییر شکل پوسته زمین هستند, موجب تغییر شکل صفحه ها (خمشدگی، کشیدگی و فشردگی)، اصطکاک بین صفحه های برخورد کننده، گرادیان (تفاوت) بالای دما و ... می شوند به طرز قابل توجهی در افزایش تنش نقش دارند این نیروها در قسمتهای سطحی که سنگها رفتار خمیدگی کمتری از خود نشان می دهند، به تدریج باعث تغییر شکل کشسان سنگها می شوند. زمانی که میزان تغییر شکل کشسان از لایه ها، به حالت اولیه خود باز می گردند. ترک خوردن سنگ معمولا از نقطه ی کانون شروع و با سرعت حدود 3 کیلومتر بر ثانیه در امتداد صفحه منتشر می شود. به این ترتیب انرژی ای که به صورت "تنش کشسان" در سنگ ذخیره شده بود به طور ناگهانی آزاد شده و زمین لرزه را ایجاد می نماید.
در نتیجه تعریف کلی ای که می توان برای زلزله در نظر گرفت این است:
زلزله عبارتست از لرزش زمین در اثر آزاد سازی سریع انرژی که اغلب موارد در اثر لغزش در امتداد یک گسل در پوسته زمین اتفاق میافتد. انرژی آزاد شده از محل آزاد شدن آن، که کانون نامیده می شود، بصورت امواج در همه جهت ها منتشر می شود. این موجها شباهت بسیار زیادی به امواج ایجاد شده در اثر فروافتادن یک سنگ در آب آرام یک حوضچه دارد. به همان ترتیب که ضربه سنگ باعث به جنبش درآوردن امواج آب می شود، یک زلزله امواج لرزهای را ایجاد میکند که در زمین منتشر می شوند. با وجود اینکه انرژی آزاد شده با فاصله گرفتن از کانون زلزله به سرعت پراکنده شده و میرا می شود(انرژی خود را از دست می دهد.) ، ولی ابزارهای بسیار حساسی که در سراسر جهان بمنظور ثبت ارتعاشات پوسته زمین نصب شده اند، آن را حس کرده و ثبت می کنند.
زلزله ها بر اساس منشاء ایجاد آنها (چشمههای لرزهای) به چند دسته تقسیم بندی می شوند که در زیر به بررسی آنها می پردازیم.
زمینلرزهها ممکن است به طور طبیعی پدید ایند و یا بر اثر رویدادهای ساخت بشر به وقوع بپیوندند. براساس دلیل پیدایش، آنها را به دستههای مختلفی تقسیم مینمایند.
رویدادهای طبیعی
- زمینلرزههای زمین ساختی
- زمینلرزههای آتش فشانی
- زمینلرزههای فروریختی
- زمینلرزههای اقیانوسی
رویدادهای ساخت بشر
- - زمینلرزههای القایی
- - زمینلرزههای ناشی از رویدادهای کنترل شده
- زمینلرزههای زمینساختی :
یکی از انواع لرزه با منشاء طبیعی است که بر اثر رهاشدن ناگهانی انرژی ذخیره شده، در اثر برهم کنش چند صفحهی پوسته ایجاد میشود.
- زمینلرزههای آتشفشانی:
این نوع زمینلرزه بر اثر بازشدن ناگهانی کانالهایی در پوسته زمین، حرکات سریع ماگما، فروریختن سقف کانالهای زیرزمینی و مخازن تخلیه شده از ماگما و یا بر اثر ترکم بیش از اندازهی گاز و فشار ناشی از آن و... ایجاد میشود. کانون این زمین لرزهها ممکن است بسیار عمق داشته باشد، اما گاهی بر روی زمین روی میدهند که به نام زمین لرزههای انفجاری خوانده میشوند.
- زمینلرزههای فروریختی:
بر اثر فروریختن غارها و کانال های زیرزمینی، لرزههایی ایجاد میشود که به نام زمینلرزههای فروریختی موسومند. این تکان ها همواره بسیار کوچکند و تنها اهمیت محلی دارند.
- زمینلرزههای القایی:
بر اثر آبگیری یا تغییرات ناگهانی سطح آب دریاچههای پشت سدها، تزریق آب یا سیالهای دیگر به داخل زمین و یا استخراج آنها، مخصوصاً در جاهایی که گسلهای فعال وجود دارد زمینلرزههایی ایجاد میشود. در واقع دلیل اصلی این لرزهها را میتوان بارگذاری سریع برروی زمین و یا برداشتن ناگهانی بار زیادی از روی آن ذکر کرد. این لرزهها به نام القایی موسومند. لرزههای ناشی از معادن نیز در این دسته قرار میگیرند. به عنوان مثال میتوان به زمینلرزهای که د ر ارتباط با آبگیری و تغییرات فصلی سطح آب دریاچه سفیدرود روی داد اشاره نمود.
- زمین لرزه های ناشی از رویدادهای کنترل شده :
انفجارهای نظامی و صنعتی، همچنین آمدو شد و یا فعالیتهای ساختمانی نیز لرزههایی را ایجاد مینمایند که شدت، زمان وقوع و محل آنها قابل پیشبینی است . این نوع لرزهها به نام لرزههای ناشی از رویدادهای کنترل شده موسوم اند.
مفاهیم زلزله:
موج های لرزه ای:
بطور کلی پس از اینکه در داخل زمین زلزله ای به وجود آمد و انرژی زمین آزاد شد، این انرژی آزاد شده به صورت امواج ارتعاشی در کلیه جهات منتشر می شوند و انرژی زلزله را با خود منتقل می نمایند. امواج زمین لرزه با توجه به حرکتشان در داخل یا سطح زمین به دو دسته "امواج داخلی یا پیکری" و "امواج سطحی" تقسیم می شوند.
امواج سطحی بیشترین انرژی ناشی از لرزه های کم عمق را دارا بوده و عامل اصلی خرابی های ناشی از زمین لرزه بخصوص در مناطق مسکونی می باشند. این گروه از امواج پس از تداخل موجهای داخلی در امتداد حدفاصلها، شروع به ارتعاش کرده و عمق نفوذ محدودی دارند، از این رو همواره در نزدیکی سطح های ناپیوستگی متمرکز می شوند. بدین جهت در محیطهای همگن و محیط های نامحلول موجهای سطحی نخواهیم داشت. این امواج به نامهای موجهای محدود شده و یا موجهای هدایت شده نیز معروفند و خود به گروههای مختلفی چون "موج لاو" و "امواج ریلی" تفکیک می گردند.
امواج داخلی یا پیکری دسته دیگری از امواج لرزه ای هستند که در درون زمین حرکت کرده و در تمامی جهات منتشر می شوند و با سرعتی بیش از موجهای سطحی حرکت می نمایند. امواج داخلی نیز به دو گروه امواج طولی یا اولیه و امواج عرضی یا ثانویه قابل تقسیم هستند.
این امواج توسط ویژگیهایی چون سرعت، دامنه، طول موج، دوره تناوب و فرکانس از یکدیگر تمییز داده می شوند.
انواع موج درونی (Body Wave) :
1- امواج تراکمی P یا اولیه (Primary Waves) :
امواج تراکمی از همه محیطهایی که توان تحمل فشار را دارند از جمله گازها و مایعات عبور می کنند. ذراتی که تحت تاثیر موج P قرار می گیرند در جهت انتشار موج به جلو یا عقب نوسان می کنند. در صورتی که بخشی از یک فنر را جمع کرده و به طور ناگهانی رها کنیم، فشردگی تمام طول فنر را طی خواهد کرد تا به انتهای آن برسد. در این مثال فنر در راستای حرکت موج به ارتعاش درآمده است که بسیار شبیه به نحوه انتشار امواج P است. دلیل نامگذاری این امواج به نام امواج اولیه سرعت بالای این امواج می باشد، چرا که اولین موجی که از زلزله احساس می شود امواج P هستند. این امواج با وجود سرعت بالای انتقال، چون بسیار سریعتر از سایر امواج دیگر میرا می شوند باعث ایجاد خرابی زیادی در زلزله ها نمی شوند.
امواج برشی S یا عرضی (Shear Waves or Secondary waves) :
این امواج تنها در محیط هایی که می توانند در برابر تغییر شکل جانبی مقاومت کنند - مانند محیط های جامد - منتشر می گردند. این امواج در مایعات و گازها نمی توانند منتقل شوند. در صورتی که یک طناب را به دیواری متصل کرده و سر دیگر آن را در دست گرفته و به صورت قائم حرکت دهیم، در طناب موجی ایجاد می شود شبیه امواج S می باشد. در این امواج ارتعاش ذرات محیط عمود بر جهت حرکت موج می باشد (همانطورکه در مثال طناب دیده می شود، موج در امتداد طول طناب حرکت می کند در حالی که ذرات طناب در جهت عمود بر طول طناب ارتعاش می کنند).
امواج سطحی (Surface Waves) :
امواج رایلی LR - Rayleigh Waves :
این امواج به نحو خاصی حرکت می کنند. بدین ترتیب که حرکت ذرات در امتداد مدارهای دایره ای (یا بیضوی) صورت می گیرد. درست مانند حرکت امواج در سطح اقیانوس البته جهت حرکت دایره ها برخلاف حرکت امواج اقیانوس است به عبارتی حرکات ذرات سنگ، مدار بیضوی پسگرد را در صفحه قائمی به طرف منشاء زمین لرزه طی می کنند.
امواج لاو LQ - Love Waves :
حرکت زمین توسط موج لاو، تقریبا شبیه موج S است با این تفاوت که ذرات ماده به موازات سطح زمین و در جهت عمود بر انتشار موج حرکت کرده و ذرات در صفحه قائم حرکت ندارند. انتشار این امواج مانند تکانهایی است که بر اثر حرکت طناب به سمت چپ یا راست ایجاد می شود. موجهای لاو قدری سریعتر از امواج رایلی حرکت کرده و زودتر بر روی لرزه نگاشت ظاهر می شوند.
گسله
گسلها شکستگیهایی در پوسته زمین هستند که در طول آنها تغییر شکلهای قابل توجهی ایجاد شده است. بدین مفهوم که زلزله های پیشین، باعث ایجاد این شکستگیها و جابجائی ها گردیده است. گاهی اوقات گسلهای کوچک در ترانشه های جاده، جائی که لایه های رسوبی چند متر جابجا شده اند، قابل تشخیص هستند. گسلهایی در این مقیاس و اندازه معمولا بصورت تک گسیختگی جدا اتفاق میافتد. در مقابل گسلهای بزرگ، شامل چندین صفحه گسل درگیر میباشند مانند گسل شمال تهران و گسل شمال تبریز. این منطقه های گسله، میتوانند چندین کیلومتر پهنا داشته باشند و معمولا از روی عکسهای هوایی راحت تر قابل تشخیص هستند تا سطح زمین. بر اساس جهت جابجایی گسلها,گسلهای امتداد لغز و گسلهای شیب لغز تعریف میشوند.
خطرات ناشی از یک زلزله:
عواملی که در یک زلزله باعث ایجاد خسارت میگردند عبارتند از:
1- نیروهای درونی شدید ایجاد شده بر اثر جنبش شدید زمین
2- آتش سوزی های ناشی از زمین لرزه
3- تغییر در خواص فیزیکی خاکها ( نشستها، پدیده آبگونگی و ... )
4- بر اثر جابجائی مستقیم گسلها در محل ساخت سازه ها
5- بواسطه زمین لغزشها ( زمین لغزش عبارتست از فروریزش دامنه شیبها )
6- بواسطه موجهای بلند ایجاد شده توسط زلزله در دریاها ( آبرانش )
اندازه گیری زمین لرزه:
برای آگاهی از میزان تاثیر هر پدیده لازم است تا بتوانیم به نحوی آن را بصورت کمی بیان کنیم. برای کمی کردن اندازه زلزله، از دو رهیافت مختلف استفاده میشود؛ یک رهیافت بر اساس اندازه گیری دستگاهی (بزرگای زلزله) و دیگری بواسطه تاثیر پذیری دست سازهای بشر از زلزله (شدت زلزله). شدت زلزله در هر مکان متفاوت است و با دور شدن از کانون زلزله کم می شود، در حالی که بزرگای زلزله همواره ثابت است و ربطی به دور شدن از کانون ندارد (چرا که با کل انرژی آزاد شده مربوط است).
شدت زمین لرزه:
شدت یک زلــزله در یک مکــان خاص بــر مبنای اثرهای قابل مشاهده زمین لرزه در آن مکان تعیین می شود. دقت در تعیین شدت زلزله به دقت مشاهده کننده وابسته است. تخمین شدت وسیلة مفیدی برای تخمین اندازة زلزله های تاریخی است، بویژه در ناحیه هایی نظیر کشور ما که کشوری باستانی و با میراث تاریخی و فرهنگی کهن است و لذا اطلاعات مهمی می توان از زلزله های رویداده در زمانی که ثبت تاریخی وجود دارد به دست آورد. مقیاسهای مختلفی برای تعیین شدت زمین لرزه همانند مقیاس مرکالی اصلاح شده، MSK، EMS98 و ... ارائه شده است.
تعیین شدت زمین لرزه بدین ترتیب است که برای هر کدام از مقیاسها جدولی تهیه شده است و بر اساس آن میزان آسیبهای ناشی از زلزله بر سازه های مختلف ارائه گردیده است و مشاهده گر با تطبیق خسارتهای بوجود آمده از زلزله با موارد ذکر شده در جدول، شدت زلزله را تعیین میکند.
بزرگای زلزله:
بمنظور اندازه گیری زمین لرزه و بدست آوردن معیاری برای مقایسه و سنجش زمین لرزه ها، از بزرگای زلزله استفاده میشود که میتوان آن را با در نظر گرفتن دامنه نوسانات روی نگاشت محاسبه نمود. مقیاسهای متفاوتی برای اندازه گیری بزرگای زلزله وجود دارد. اولین مقیاس بزرگا، توسط چارلز ریشتر در سال 1935 برای زلزله های جنوب کالیفرنیا تعریف شد که بزرگای محلی یا ML نامیده میشود. علاوه بر مقیاس ریشتر، مقیاسهای مختلف دیگری نیز وجود دارند که هر کدام کاربردهای خاص خود را در مهندسی زلزله و زلزله شناسی ایفا میکنند. هر زلزله فقط و فقط یک بزرگا دارد و بزرگا با فاصله از محل وقوع زلزله تغییر نمی یابد.سونامي
زمین شناسی سونامی
پدیده سونامی چگونه بوجود می آید؟ پدیده سونامی در واقع به حرکات عظیم امواج دریا گفته می شود که برروی بستر اقیانوسها بوجود می آید. این حرکات می تواند ناشی از یک زمین لرزه ، فوران آتشفشانی وسیع و یا یک زمین لغزه در اعماق آب باشد. از سوی دیگر ، تاثیرات یک شهاب سنگ بزرگ نیز می تواند رخداد این پدیده را به دنبال داشته باشد. سرعت حرکت امواج سونامی به حدی است که بر اثر آن امواج مهیب بزرگی بر آبهای کم عمق سواحل ایجاد می گردد.
زونهای فرورانشی از مناطق پرخطری هستند که احتمال بروزپدیده سونامی در آنها بسیار است.
پدیده سونامی غالبا بر اثر زمین لرزه هایی که در مناطق فرورانشی رخ می دهد ایجاد می گردد. در این مناطق یک صفحه اقیانوسی با اعمال فشار ناشی از نیروهای تکتونیک صفحه ای به درون جبه فرو می رود. تا زمانی که بر اثر افزایش اصطکاک بین صفحه فرورونده و صفحه رویی ،ازفرورانش اهسته و پیوسته جلوگیری شده و صفحات به یکدیگر می چسبند.
پديده سونامي در واقع به حرکات عظيم امواج دريا گفته مي شود که برروي بستر اقيانوسها بوجود مي آيد.
انرژی لرزه ای انباشته
همچنان که صفحه چسبنده به حرکت خود به درون جبه ادامه می دهد ، این حرکت موجب تغییر شکل آهسته صفحه رویی می گردد. نتیجه این تحولات انباشتگی انرژی، مشابه انرژی ذخیره شده در یک چشمه متراکم است. این انرژی می تواند در صفحه رویی با گذشت مدت زمان طولانی- دهه ها و حتی قرنها بعد انباشته گردد.
زمین لرزه ایجاد کننده سونامی
انرژی در صفحه رویی ذخیره می شود تا جایی که فراتر از نیروهای اصطکاکی بین دو صفحه چسبنده می گردد . تحت این شرایط ، صفحه رویی مجددا به سرعت به حالت آزاد اولیه خود باز می گردد. این حرکت ناگهانی موجب بروز پدیده سونامی می گردد- چرا که حرکت بسیار عظیمی را در آبهای رویی ایجاد می کند. البته به طور همزمان ، نواحی درون مرزی صفحه رویی به طور ناگهانی به عقب کشیده می شوند.
امواج سونامی به سرعت از مرکز زلزله منتشر می شوند
انتشار امواج به سمت بیرون از نقاطی که زمین لرزه روی داده است، آغاز می گردد.بخشی از آبها به سمت حوضه های اقیانوسی پیش می روند و به طور همزمان با پیشروی سریع به سمت خشکیها خطوط ساحلی را به زیر آب می برند.
پیشروی سریع امواج اقیانوسی در سرتاسر حوضه اقیانوسی
امواج سونامی به سرعت درسرتاسر اقیانوس پیش می رود. نقشه زیر نشان می دهد چگونه یک زمین لرزه موجب ایجاد پدیده سونامی در سواحل شیلی در سال 1960 گردیده است که بر اثرآن امواج در آبهای اقیانوس آرام پیش رفته و ظرف حدود 15 ساعت به سواحل هاوایی و در کمتر از 24 ساعت به سواحل ژاپن رسید.
قطار موج سونامی
بسیاری از مردم این اعتقاد نادرست را دارند که امواج سونامی به صورت تک موجی هستند، حال آنکه اینطور نیست و آنها قطاری از امواج را تشکیل می دهند. منحنی زیرپدیده سونامی Onagawa در کشور ژاپن که همزمان با زمین لرزه شیلی در سال 1960 آغاز شد را ترسیم کرده است. در این منحنی، محور افقی زمان و محور عمودی سطح آب را نشان می دهد.به بالا و پایین رفتن نرمال سطح اقیانوس بر اثر پدیده جذر و مد که در اولین مراحل ثبت به دست آمده است ، توجه داشته باشید. سپس تعدادی موج را مشاهده می کنید که در مقایسه با موجهای نرمال کمی بزرگتراند و توسط موجهای بزرگتر دیگری دنبال می شونند. در بسیاری از پدیده های سونامی، سواحل به شدت تحت تاثیر امواج بزرگی که مکررا کوبیده می شونند، قرار می گیرند.
در مجموع ابزارهای بالا نشان می دهند چگونه پدیده سونامی ایجاد می شود و چگونه امواج آن با سرعت زیادی در سرتاسرحوضه اقیانوسی پیش می روند.
نظريه زمين ساخت صفحه اي
بر طبق اين نظريه ، پوسته زمين به همراه قسمت بالايي گوشته فوقاني ، قسمت سخت زمين را تشكيل مي دهد و سنگ كره (Lithosphere) ناميده مي شود. سنگ كره بر روي قسمت مياني گوشته فوقاني كه به نام سست كره (Astenosphere) موسوم بوده و حالت خميري دارد واقع شده است. سنگ كره ضخامتي حدود ۱۰۰كيلومتر دارد.
سنگ كره يكپارچه نيست و از صفحات مجزايي موسوم به صفحات سنگ كره تشكيل يافته است. صفحات سنگ كره نسبت به هم ثابت نيستند بلكه دائما در حال حركت اند و همين حركت صفحات است كه پديده هاي مختلف زمين ساختي را سبب مي شود.
به كمك نظريه زمين ساخت صفحه اي تغيير مكان قاره ها، لرزه خيزي شديدتر برخي مناطق دنيا، وجود رشته كوه هاي ميان اقيانوسي، وجود مناطق آتشفشاني در كره زمين و... توجيه و مشخص شد.
بر اساس تحقيقات به عمل آمده سنگ كره از ۶صفحه اصلي و بزرگ: آفريقا، اوراسيا، امريكا، آرام، استراليا و جنوبگان و نيز۶ صفحه متوسط: عربي، فيليپين، نازكا، كاكاس، كارائيب و اسكوتيا و همچنين ۲۰صفحه كوچك مثل ماداگاسكار تشكيل شده است.
بر اساس نظريه زمين ساخت صفحه اي رشته كوه ها در امتداد مرزهاي همگراي صفحه ها بوجود مي آيند و بسته به نوع صفحه هاي دو طرف اين مرز انواع مختلفي از كمربند هاي كوهزايي را ايجاد مي كنند:
۱- رشته كوه هاي حاصل از همگرايي دو صفحه اقيانوسي: در اثر فرورانش يك صفحه اقيانوسي به زير صفحه اقيانوسي ديگر ، جزاير كماني يا قوسي شكل مي گيرد. مثل جزاير تونگا در جنوب اقيانوس آرام.
۲- رشته كوه هاي حاصل از فرورانش يك صفحه اقيانوسي به زير يك صفحه قاره اي: بهترين مثال آن رشته كوه هاي آند در امريكاي جنوبي است . توالي ضخيم رسوبات چين خورده و دگرشكل شده و سفره هاي رورانده ، دگرگوني شديد و ماگماتيسم فراوان از نشانه هاي اين نوع كوهزايي است.
۳- رشته كوه هاي حاصل از همگرايي دو صفحه قاره اي : اين نوع بسيار پيچيده تر از انواع ديگر است و راندگي هاي فراوان مطالعه و تفسير آن را دشوار كرده است. رشته كوه آلپ – هيماليا مثال خوبي از اين نوع كوهزايي است.
۴- رشته كوه هاي حاصل از برخورد صفحه قاره اي با يك كمان اقيانوسي: براي مثال مي توان از رشته كوه كمان باندا در غرب گينه نو نام برد. اين نوع كوهزايي ابعاد كوچكتري نسبت به نوع برخورد قاره-قاره دارد
تکتونيک صفحه اي
پوسته زمين از تعدادي ورقه متحرك تشكيل شده است كه دائما در حال برخورد يا دور شدن از هم هستند. سخت كره از نه ورقه بزرگ و دوازده ورقه كوچكتر تشكيل شده است. قاره ها،ورقه هاي قاره اي را تشكيل مي دهند. ورقه هاي اقيانوسي قسمت عمده بستر دريا را تشكيل مي دهند. مطالعه ورقه هاي زمين ساختي كه زمين ساخت ورقه اي ناميده مي شود، به ما كمك مي كند تا اشتقاق قاره ها، گسترش بستر اقيانوس، فورانهاي آتشفشاني و تشكيل كوهها را توضيح دهيم.نيروهايي كه باعث حركت ورقه هاي زمين ساختي مي شوند در اثر حركت آهسته گوشته زيرين شكل مي گيرند. سنگهاي گوشته در اثر حرارت بالايي كه در زير آنهاست، دائما به سمت بالا حركت مي كنند و در اثر سرد شدن فرونشست مي كنند. اين چرخه ميليونها سال طول مي كشد.
اشتقاق ورقه ها در سطح زمين طي ميليونها سال صورت گرفته است و هنوز هم ظاهر بيروني زمين را تغيير مي دهد. وقتي به نقشه دنيا نگاه كنيد مي بينيد كه حاشيه شرقي آمريكاي شمالي و جنوبي با حاشيه غربي اروپا و آفريقا منطبق مي شود. طي ميليونها سال،اين قاره ها به آهستگي از هم جدا شده اند (اشتقاق قاره ها).
ورقه هاي واگرا:
جايي كه دو ورقه از هم دور مي شوند،سنگ داغ و مذاب (ماگماي مايع) به صورت گدازه خارج مي شود و ماده جديدي به ورقه ها افزوده مي شود. به اين ترتيب ورقه اقيانوسي جديدي تشكيل مي شود. جاي كه اين اتفاق رخ مي دهد،پشته ميان اقيانوسي ناميده مي شود. پشته هاي ميان اقيانوسي به ندرت بيش از 4920 فوت (1500 متر) ارتفاع دارند اما ممكن است هزاران مايل در امتداد بستر اقيانوس كشيده شوند. در زير هر يك از اقيانوسهاي بزرگ جهان،يك پشته ميان اقيانوسي وجود دارد. نمونه اي از آنها پشته مياني اطلس در اقيانوس اطلس است كه از قطب شمال تا قطب جنوب كشيده شده است. پشته هاي ميان اقيانوسي مناطقي هستند كه فعاليت آتشفشاني و زمين لرزه در آنجا زياد است.
ورقه هاي همگرا :
در بسياري جاها،ورقه هاي بزرگ سطح زمين به آهستگي به سمت هم حركت مي كنند. گاهي اوقات لبه يك ورقه در اثر نيروي برخورد تخريب مي شود و گاهي اوقات در اثر برخورد، لبه ورقه ها چين خورده و رشته كوههاي بزرگي به وجود مي آيد. هنگامي كه يك ورقه زمين ساختي به زير ورقه ديگر خم مي شود، فرورانش رخ مي دهد. در اثر برخورد ورقه چگال اقيانوسي با ورقه سبكتر قاره اي، اين اتفاق رخ مي دهد. در امتداد ساحل آمريكاي جنوبي اين پديده ديده مي شود. ورقه اقيانوسي به زير سست كره رانده مي شود. در اث رگرماي سست كره،ورقه فرورانده شده ذوب مي شود. در سطح يك درازگودال اقيانوسي ايجاد مي شود و به دنبال آن يك كمان قوسي تشكيل مي شود. در اين منطقه فعاليتهاي آتشفشاني و زمين لرزه هم رخ مي دهد.
اطلس در حال رشد :
ايسلند در بالاي پشته مياني اطلس قرار دارد و نشان مي دهد كه در امتداد پشته، ورقه هاي آمريكاي شمالي و اروپا از هم دور مي شوند. پشته اي كه در اينجا از زمان برخورد قاره ها مورد بررسي قرار مي گيرد، يكي از ورقه هايي است كه به دو لايه تقسيم مي شود: لايه زيرين از سنگهاي چگال گوشته تشكيل شده و لايه بالايي از سنگهاي سبك پوسته تشكيل شده است. وقتي لايه گوشته فرورانش مي كند،لايه بالايي تراشيده مي شود و روي ورقه ديگر تجمع مي يابد بنابراين رشته كوههايي مانند آلپ به وجود مي آيند. اين رشته كوهها، كوههاي چين خورده ناميده مي شوند.
سطح زمین دارای 7 خشکی بزرگ است که از شکسته شدن یک قاره واحد بزرگ در طول زمان و بر اثر پدیده پلیت تکتونیک به دست آمده است. هر کدام از این صفحات که به قاره موسوم است سالیانه حدود 50 مایل حرکت می کنند. بر اثر این حرکتها مرزهای قاره ها دارای مدلهای مختلفی است که به ترتیب زیر است:
صفحات واگرا و صفحات همگرا و مرزهای انتقالی گسلی
صفحات همگرا توسط حرکت صفحات و برخورد و تصادم آنها به یکدیگر به وجود می آید. وقتی که صفحات اقیانوسی با صفحات قاره ای تصادف می کند، صفحات اقیانوسی به زیر صفحات قاره ای کشیده می شود و می لغزد و باعث به وجود آمدن چاله ها و حفرات عمیق در کف اقیانوسها می شود. به این مدل از حرکت ساب داکشن یا فرو رانش گفته می شود. نمونه ای از این نوع فرورانش در بین صفحه اقیانوسی Nazca و صفحه قاره ای آمریکای جنوبی اتفاق افتاده است. بر اثر تصادم دو صفحه قاره ای کوهزایی های مهم به وجود می آید که هیمالیا از مهمترین آنها است.
صفحات واگرا بر اثر حرکت صفحه ای قاره های به وجود می آید نمونه ای از این صفحات واگرا را می توان به برامدگی آتلانتیک اشاره نمود. وقتی صفحات از هم دور شوند سنگهای ذوب شده و داغ که که دمای آنها از خیلی بالا سرد می شود و باعث به وجود آمدن مواد جدید در صفحات اقیانوسی می شود. این فرایندهای در کف دریا پخش شده و شناخته شده است.
مرزهای صفحات گسلی انتقالی به صورت افقی حرکت می کند. به عنوان مثال از این حرکت صفحه ای می توان زون گسلشی سن آندریاس San Andreas را نام برد.
پلیت تکتونیک شاخه ای از علم زمین شناسی ساختمانی است که با فرایندهای حرکات صفحه ای در ارتباط است و در اثر این حرکات صفحه ای و برخوردها و تصادم قاره ها با یکدیگر مواد مذاب داغ به وجود می آید در مقیاس جهانی زمین شناسی به وجود آورنده پدیده هایی مثل سازندهای زمین شناسی و کوهزایی ها و توزیع زمین لرزه و آتشفشان است.
زنان شاه عباس بزرگ
زنان شاه عباس بزرگ
«994 - 1038 ق / 1586 - 1629 م»شاه عباس در طول زندگانى خود زنان بسیارى اختیار کرد و همچنان که در کار سیاست و ملک دارى مهارت و استعداد فوق العاده داشت، در اداره حرم سرا متعصب و دقیق بود.
پیش از آنکه به سلطنت ایران برسد، و زمانى که هنوز شانزده سال بیشتر نداشت و تحت سرپرستى مرشد قلى خان استاجلو، در خراسان نام پادشاه بر خود نهاده بود، زنى چرکسى گرفت که ظاهرا" همسر عقدى او نبود. از این زن محمد باقر میرزا، پسر ارشد شاه عباس در 995 ق / 1587 م زاده شد که بعدها به دست پادشاه به قتل رسید. پس از آن در سال اول سلطنت خود «اواخر ذى الحجه 996 ق / نوامبر 1588 م»، که هجده سال داشت، ازدواج کرد و در یک شب دو زن اختیار نمود. زنان وى هر دو، از شاهزاده خانمهاى بزرگ صفوى بودند؛ یکى اغلان پاشا خانم، دختر سلطان حسین میرزا پسر بهرام میرزا - برادر شاه طهماسب اول - بود . این بانوى صفوى، نخست با سلطان حمزه میرزا - برادر شاه عباس - ازدواج کرد و بعد از قتل حمزه میرزا، شوهرى نداشت تا آنکه شاه عباس او را به عقد نکاح خود درآورد. دیگرى مهد علیا خانم، دختر بزرگ سلطان مصطفى میرزا - پسر شاه طهماسب اول و دختر عموى شاه عباس - بود.
این خانم و دوشیزه را در یک مجلس و در بهترین ساعت ! به عقد نکاح دائمى«کلب آستان على» درآوردند، و در باغ سعادت آباد یا باغ جنت قزوین جشنى شاهانه بر پا ساختند و سه شب چراغان و آتشبازى کردند.
حرمسرایی شاهی و زنان گرجی و ارمنی
پس از آن شاه عباس زنان بسیار دیگر از ایرانى، گرجى، ارمنى، چرکسى و تاتار گرفت؛ از جمله در سال پنجم پادشاهى خود خواهر شاهوردى خان عباسى - حکمران لرستان - را که پیش از آن زن برادرش حمزه میرزا بود به عقد خویش درآورد و یکى از شاهزاده خانمهاى صفوى را به شاهوردى خان داد «شرفنامه بدلیسى، صص 81 تا 83»، تا بدینوسیله حکمران لرستان، که غالبا" با دولت عثمانى مىساخت، و گاه به خودسرى و یغماگرى مىپرداخت، مطیع گردد.در 1005 ق / 7-1596م نیز چون شنید که عبدالغفار، از ناوران گرجستان دخترى زیبا دارد، یکى از شاهزادگان گرجى به نام بکرات میرزا را، که در دربار ایران به سر مىبرد، با فرهاد خان قرامانلو، از سرداران بزرگ قزلباش، براى آوردن دختر به گرجستان روانه کرد. این دختر در ذى القعده 1005 ق / ژوییه 1597 م به قزوین آمد و وارد حرم خانه شاهى شد. در 14 ربیع الاول 1011 ق / 2 سپتامبر 1602 نیز، دختر خان احمد گیلانى را که سیزده سال پیش از آن از کودکى براى پسر خود صفى میرزا نامزد کرده بود، به بهانه اینکه شاهزاده او را دوست نمىدارد، براى خود عقد کرد.
حرمسرای شاهی و بانوان ایرانی
شاه عباس به زنان گرجى و چرکس، به سبب زیبایى ایشان، علاقه فراوان داشت، اما در حرم شاه، زنان ایرانى شمارشان اندک بود، و بیشتر زنان او شاهزاده خانمها یا کنیزکان گرجى و چرکسى و حتى روسى بودند «سفرنامه پى یترو دلاواله، ج 3، ص 374 و ج 4، ص 339». در 1012 ق / 1603 م که شاه عباس براى باز گرفتن آذربایجان از ترکان عثمانى به آن سرزمین تاخت، و حلقه هاى تبریز، نخجوان و ایروان را گرفت، گرگین خان - امیر گرجستان کارتلى یا کارتیل - و الکساندر خان - امیر گرجستان کاختى یا کاخت. نیز، چون شاه ایران را بر ترکان غالب دیدند، راه اطاعت پیش گرفتند و هر دو به اردوى شاه ایران آمدند. سه سال بعد، پس از مرگ گرگین خان، دختر او تیناتین nihtaniht یا گردینا را به عقد خود درآورد. این زن پس از ورود به حرم سراى شاهى به دین اسلام مشرف شد و به اسامىلیلى و فاطمه سلطان موسوم گردید. سپس براى آنکه الکساندر خان آزرده خاطر نشود، نواده وى را هم که دختر داود خان - پسر بزرگ و درگذشته الکساندر خان - بود، خواستگارى کرد. در روز 24 ربیع الثانى 1013 ق / 21 اوت 1604 م، کتایون inavetaK - مورخان ایرانى عموما" این زن را به نام دیدى پال یا تى تى فال خوانده اند که به زبان گرجى به معنى ملکه و مادر شاه و نیز از عناوین منسوبان شاه بوده است - زن بیوه داود خان، با دخترش مارتا و دو پسرش در شمال قراباغ به خدمت شاه ایران رسیدند. شاه هم دختر او را به عقد موقت خود درآورد «عالم آراى عباسى، ص 503».در اواسط ربیع الاول 1016 نیز دختران رستم خان داغستانى و معصوم خان، والى طبرستان را صیغه کرد. در 14 ربیع الاول 1019 ق / 6 ژوئیه 1610 م، خواهر قباد خان - از سرداران کرد مکرى - را گرفت.
تعداد بانوان حرمسرای شاه عباس
عده زنان حرم شاه عباس را از چهارصد تا پانصد نفر نوشته اند «سفرنامه اولئاریوس، ج 1،
ص 627«. بیشتر ایشان، دختران و کنیزان خوبرویى بودند که امیران و حکام گرجستان و ارمنستان و ولایات دیگر براى شاه به هدیه مىفرستادند! از این عده سه یا چهار تن از شاهزاده خانمها، زنان عقدى و رسمىشاه بودند، و دیگران به عنوان کنیز و صیغه در حرم سرا به سر مىبردند.
امیران گرجستان و حکام ایرانى ارمنستان و شروان، همه ساله عدهاى دختر و پسر گرجى و ارمنى و چرکسى براى شاه مىفرستادند و او زیباترین ایشان را به حرم خانه شاهى مىفرستاد و باقى را میان سرداران قسمت مىکرد. گاه چون امیران گرجستان در فرستادن کنیز و غلام، که فرزندان رعایاى بیچاره آن دیار بودند، افراط مىکردند، مردم سر به شورش برمىداشتند و به کشتن حکمرانان کمر مىبستند چنانکه حکمران مسق از نواحى گرجستان، دچار شورش و آشوبهاى داخلى شد و در مقابل مردم قسمت خورد که از آن پس دختر و پسر بى رضاى والدین به کس ندهد «تاریخ عباسى، نسخه خطى».
شاه عباس اول صفوي
شاه عباس اول صفوى
«996 - 1038 ق / 1588 - 1629 م»
شاه عباس در رمضان «978 ق / فوریه 1571 م» در هرات دیده به جهان گشود. هنگام ولادت او، پدرش محمد میرزا حکومت هرات داشت. سالهاى کودکى عباس در همین تختگاه پر آوازه خراسان گذشت؛ در همانجا، و در همان سالهاى کودکى، مدتها حکومت اسمى خراسان به او تعلق داشت و از همان دیار هم بود که در آغاز جوانى، عازم تختگاه صفوى در قزوین شد و تخت و تاج پدر را در عهد حیات او به دست گرفت.
هنگام دست یابى به تاج و تخت صفویان هجده سال داشت و به سعى امراى قزلباش خراسان که در واقع بر پدر او شوریده بودند به تخت سلطنت نشست «ذىالحجه 996 ق / 1588 م». هنگام جلوس او بر تخت سلطنت، اغتشاش و آشوب ناشى از سستى و بى لیاقتى پدرش سراسر ایران را فرا گرفته بود. خراسان از همان هنگام که او عازم قزوین شد، عرصه تاخت و تاز ازبک واقع شد. عبدالله خان ثانى، فرمانرواى ازبک، این تختگاه خراسان را با وجود یک مقاومت طولانى هشت ماهه در برابر محاصره او، از دست حکام قزلباش بیرون آورد. پسرش عبدالمؤمن خان، حتى مشهد را هم بر قلمرو ازبکان افزود و دامنه تاخت و تاز را تا نواحى قومس و بسطام کشاند. شروان و گرجستان و حتى لرستان هم تحت اشغال یا نظارت آنها قرار داشت. در دولتخانه قزوین هم قدرت واقعى در دست مرشد قلى خان استاجلو متمرکز بود که خود را مربى پادشاه جوان مىدانست و حتى گه گاه به او تحکم نیز مىکرد.
حضور سران قزلباش که در توطئه قتل برادرش حمزه میرزا دست داشتند و برخى از آنها حتى متهم به دخالت در قتل مادرش مهد علیا بودند، جو دربار را براى وى آزار دهنده مىکرد و قدرت و نفوذ این قاتلان را براى خود نوعى کابوس موحش مىیافت که بدون دفع آنها حفظ حیات و دوام سلطنت برایش غیر ممکن یا آکنده از تشویش و تزلزل بود.
با آنکه هنوز کم تجربه و جوان بود، غریزه حفظ حیات و تجربه سرنوشت پدر و برادر، این اندازه به او آموخته بود که تمام این عوامل تهدید و خطر را نمىتوان یک باره از میان برداشت و باید با سعه صدر، یک به یک و به نوبت ، از سر راه دور کرد. بدین گونه از احتمال اتحاد آنها بر ضد خویش در امان ماند. شاه عباس با حوصله و تأنى، سران گستاخ و نافرمان قزلباش را که مادر و برادرش به تحریک یا مداخله آنها به قتل رسیده بودند، به کمک مرشد قلى خان از بین برد. خود مرشد هم که مزاحم قدرت او بود و دخالتش در جزییات امور عرصه را بر وى تنگ مىکرد، به تدبیر و حیله، در اولین فرصت از میان برداشت؛ بدین گونه، نیروهایى را که در داخل دربار قدرت او را تهدید یا محدود مىکرد، به تدریج سرکوب کرد و در آنچه به کار فرمانروایى مربوط مىشد به قدرت مطلقه که لازمه استبداد او در تمام امور فرمانروایى بود، دست یافت. سرکشان داخلى را هم به مجرد آن که فرصت مناسب براى سرکوبى آنها برایش حاصل شد، دفع یا آرام کرد و خود را براى مبارزه با تهاجمات خارجى که قلمرو او را از شرق و غرب اشغال یا مورد تهدید قرار داده بودند آماده یافت.
این دشمنان خارجى، هر دو اهل تسنن و هر دو مهاجم بودند و چون به شدت تعصب ضد تشیع داشتند، احتمال اتحاد آنها و درگیر شدن شاه عباس در دو جبهه، متضمن خطر و ریسک فراوان بود. پادشاه قزلباش که شروع جنگ همزمان در دو جبهه را با دشمنان خود، محرک حصول اتحاد مابین آنها مىیافت، ترجیح داد اول با دولت عثمانى که قواى آنها در آذربایجان به تختگاه او در قزوین نزدیکتر بود و درگیرى با آنها دشواریهاى بیشترى داشت، کنار بیاید؛ تا براى دفع ازبکان که فقدان ارتش منظم و قدرت منسجم بودند؛ بدین سان، جنگ با قواى ازبک را آسانتر یافت و با آسایش خاطر به آن دست زد. از این رو، حیدر میرزا، برادر زاده خود را که بعد از کشته شدن پدرش حمزه میرزا به موکب او پیوسته بود، جهت مذاکره صلح نزد سلطان عثمانى فرستاد. در معاهده صلحى که بسته شده شاه جوان، ولایات آذربایجان، کردستان، شروان و گرجستان را که در دست قواى عثمانى بود، به آنها واگذاشت، تا در وقت مقتضى آنها را باز پس گیرد و در عین حال مانع اتحاد آنها با ازبکان شود.
شاه عباس اول و سرکوب مخالفان
عبدالمؤمن خان، معروف به خان خرد، پسر عبدالله خان دوم که در حوالى خراسان مشغول تاخت و تاز بود، به محض شنیدن خبر حرکت پادشاه قزلباش از تهران، با عجله آن دیار را ترک و به ماوراءالنهر بازگشت «1005 ق / 1596 م». شاه عباس که نیازى به تعقیب او در آن سوى جیحون ندید، چندى در خراسان، کرمان و یزد به تنبیه سرکشان و برقرارى نظم در داخل مملکت پرداخت. در عین حال، هم به تسخیر لرستان که در دست بازماندگان امراى لر کوچک بود توفیق یافت و هم حکام محلى ولایت استمداد را در مازندران به اطاعت درآورد. چون در همین ایام، عبدالمؤمن خان که بار دیگر در خراسان به تاخت و تاز مشغول بود به دست امراى خود به قتل رسید و خراسان همچنان عرصه غارت ازبک ماند، شاه، بار دیگر، لشکر به خراسان برد و مشهد را در محرم 1006 ق / اوت 1597 م گرفت و ازبکان را به سختى شکست داد؛ پس از آن تاخت و تازى در ماوراءالنهر کرد و خراسان را از دست راهزنى و غارتگرى قوم ایمن ساخت.شاه عباس بزرگ نیاز به ارتشی جدید و مجهز
در بازگشت از لشکرکشى خراسان، شاه عباس، دو برادر انگلیسى را که در ظاهر براى جهانگردى همراه عدهاى ملازم به شرق آمده بودند «1006 ق / 1597 م»، در قزوین به حضور پذیرفت؛ آنتونى شرلى و برادرش رابرت شرلى که با همراهان خویش به ظاهر به طور اتفاقى و در واقع به قصد باریابى به درگاه صوفى اعظم به ایران آمده بودند، در باریابى به حضور شاه، هدایایى به وى تقدیم کردند و از جانب شاه با محبت و علاقه پذیرفته شدند. شاه چون دریافت که برخى از همراهان این دو برادر در فن توپ ریزى و ساختن سلاحهاى آتشین مهارت دارند، به وسیله آنها ارتش شخصى خود را که در حال تشکیل بود، به اینگونه سلاحها مجهز کرد. شاه چون دیگر به ارتش قزلباش که افراد آن فقط از سرکردگان خود فرمانبردارى داشتند، و سرکردگان هم گرچه با وجود اظهار جانسپارى و اخلاص زبانى، لزوما" به وى وفادار نبودند؛ تشکیل یک ارتش جدید را که داراى انضباط محکم، و تحت فرمان مستقیم خود او باشد، لازم مىدید. به علاوه، از روى تجربه شخصى دریافته بود که ارتش عثمانى نیز غالبا" پیروزیهاى خود در جنگ با ایران را مدیون برترى و کارآیى اسلحه و تجهیزات خود بود؛ از این رو، ضرورت تجهیز ارتش به سلاح آتشین و مدرن و به ویژه به توپخانه مؤثر و کارساز، کاملا" احساس مىشد؛ و این شرط نخست براى آمادگى در جنگ با عثمانى بود؛ به احتمال قوى، شاه دانا، بر مبناى همین نیازها بود که نبرد با عثمانى را به عهده تعویق انداخت؛ و از ارتش قزلباش تنها براى دفع ازبکان و سرکوب متمردان داخلى سود جست.بازیافتن وحدت وتمامیت ارزی ایران در عهد شاه عباس بزرگ
شاه در اولین فرصت، با ارتش جدید منظم و تعلیم یافته و جنگ آزموده تازهاى که تجهیز کرده بود، لشکر به آذربایجان برد، تبریز را از چنگ عثمانى بیرون آورد «1011 ق / 1602 م»، سپاه عثمانى را از ایروان بیرون کرد و چقالى اغلى، سردار عثمانى را که ماشین جنگى عظیم روم را با یکصد هزار مرد جنگى براى مقابله تعرضى به ایران، به نواحى وان و قارص در ارمنستان همراه آورده بود، شکست سختى داد «جمادى الثانى 1013 ق / نوامبر 1604 م». به دنبال آن در 1015 ق / 1606 م تفلیس و شروان و حتى موصل و دیار بکر را هم از دست عثمانى خارج ساخت. با آنکه دو سال بعد، سلطان احمد خان، پادشاه عثمانى، طى یک لشکرکشى مجدد که به سردارى صدر اعظم خود مراد پاشا به راه انداخت و تبریز را دوباره فتح کرد «1017 ق / 1608 م»، سپاه عثمانى بلافاصله در همانجا مغلوب و منهزم گردید. بالاخره،عثمانى که بیشتر مناطقى را که مقارن آغاز سلطنت شاه عباس طى یک متارکه طولانى به حساب خود به دست آورده بود، در طى این جنگها از دست داد و خود را براى برقرارى یک صلح پایدار ناچار یافت. سرانجام، طى مقاوله نامهاى رسمى، الحاق ولایات غصب شده ایران، به خاک اصلى، مورد تأیید و قبول قرار گرفت. شاه عباس هم براى دفع هر گونه بهانه غرامت جویى از جانب آنها، موافقت کرد که در مدت برقرارى صلح، سالانه معادل دویست بار ابریشم خام به دولت عثمانى تحویل نماید «1020 ق / 1611 م». بدین گونه در پایان سه سال جنگ، شاه عباس بهادر خان، توانست وحدت و تمامیت ارضى سرزمین ایران را که در دوران فرمانروایى پدرش محمد خدابنده به سختى لطمه دیده بود، دوباره برقرار نماید و به تجاوز دو نیروى مهم خارجى - ازبک و عثمانى - و همچنین سرکشى و گردنکشى حکام محلى خاتمه دهد.
شاه عباس بزرگ و اثبات مجدد برتری نظامی ایران
با این حال صلح میان دو کشور چند سالى بیش نپایید و پناهنده شدن حاکم شورشى گرجستان به دربار عثمانى که نقض عهدنامه بود، جنگ دیگرى را پیش روى دو دولت قرار داد. این جنگ که سه سال به طول انجامید، برترى نظامى ایران را بار دیگر نشان داد و براى سلطان عثمانى ثمرهاى نداشت، جز آنکه در معاهده دیگرى که به امضاء رسید، میزان ابریشم دریافتى عثمانى به نصف تقلیل یافت.
معاهده دوم بین دو دولت، هنوز مسئله بغداد را که در دست نیروهاى عثمانى رود، بلاتکلیف مىگذاشت. تسلط بر این دیار براى شاه عباس، غیر از تأمین وحدت و تمامیت ارضى ایران که بغداد و عراق جزء لاینفک آن محسوب مىشد، به ویژه به خاطر وجود ابقاع متبرکه ائمه شیعه و نیز به عنوان پایگاه علمى تشیع و زیارتگاه شیعیان ایران، حائز اهمیت فراوان بود و جدا ماندن آن از خاک ایران، لطمهاى به حیثیت دولت شیعى به شمار مىرفت. از این رو، شاه عباس در اولین فرصت مناسب لشکر به بین النهرین برد و بغداد را در ربیع الاول 1032 ق / ژانویه 1623 م تسخیر کرد؛ بقاع متبرکه را زیارت نمود و خرابیهاى آن را مرمت و بناهاى تازه نیز احداث کرد.
این اقدام شاه عباس، البته لطمهاى به حیثیت دولت عثمانى تلقى شد؛ به ویژه آنکه در همان ایام و اندکى پیش از فتح بغداد، ایران توانسته بود پرتغالیها را از جنوب ایران و بندر جرون«گمبرون» و بحرین و هرمز و قشم بیرون راند، مایه مزید وحشت «باب عالى» - دربار عثمانى - از اقدامات شاه عباس و وهن بزرگى به حیثیت نظامى دولت عثمانى محسوب مىگشت.
به هر تقدیر، سلطان مراد چهارم - پادشاه عثمانى - بلافاصله در صدد تدارک این وهن برآمد و سردار خود احمد پاشا را با لشکرى مجهز براى استرداد بغداد به عراق فرستاد. بغداد به محاصره سردار عثمانى درآمد، اما زینل بیگ شاملو، سردار ایرانى، محاصره بغداد را شکست و سردار ترک را مغلوب کرد. خود شاه عباس هم براى اخراج سپاه عثمانى از عراق با لشکر مجهزى از راه رسید. سپاه عثمانى در برخوردهایى که روى داد به کلى منهزم شد «1034 ق / 1625 م». بغداد و بقاع متبرکه دوباره به تملک ایران درآمد و از آن پس تا شاه عباس زنده بود، دولت عثمانى جسارت تعرض به خاک ایران را پیدا نکرد.
شاه عباس بزرگ و رابطه با کشورهای خارجی
مع هذا، این سرسختى در مقابل نفوذ خارجیها، شاه عباس را از سعى در توسعه روابط بازرگانى دوستانه با آنها مانع نیامد. حتى در همان ایام اخراج پرتغالیها از اراضى و آبهاى ایران، یک هیئت حسن نیت را با یک سفیر فوق العاده خویش همراه رابرت شرلى به دربارهاى اروپایى گسیل داشت «1032 ق / 1623 م» و براى توسعه روابط بازرگانى با قلمرو پادشاهان مسیحى غرب آمادگى نشان داد. به دنبال آن هم، دولت انگلستان با ارسال سفیر مخصوص به دربار وى، به برقرارى روابط بازرگانى با ایران اظهار علاقه نمود «1036 ق / 1626 م» و هم شرکت هند هلند که نیز در این ایام در هند فعالیت بازرگانى داشت، در این خصوص براى مذاکره و داد و ستد، سفیری راهى ایران نمود. بدین ترتیب، رابطهاى که در روزگار فرمانروایى شاه عباس بین ایران و فرنگ برقرار شد و پس از وى تا مدتها به طور مستمر ادامه یافت، جامعه ایرانى را با کالاهاى فرنگى و شراب فرنگ و طرح فرنگ هم در شعر و ادبیات عصر مجال حضور یافت. در گیر و دار آن دوستیها، هیچ کس این اندیشه را به خاطر راه نمىداد که در یک دوران اجتناب ناپذیر رکود و انحطاط به زودى آتش فرنگ و آنچه بیمارى فرنگى خوانده مىشد، در آینه حوادث بعدى ایران، که نه چندان دور رخ کشید، چه بلیهاى را در این سرزمین پدید آورد.
سلطنت شاه عباس دوره ای شکوفا
سلطنت چهل و دو ساله شاه عباس با آنکه از خشونتهاى بسیار به ویژه با نزدیکان خویش خالى نبود، در آنچه به رفاه و توسعه امنیت مىشد، یک دوره استثنایى و بى همانند در تمام تاریخ جدید ایران بود. شاه عباس، چهار سال بعد از جلوس بر اورنگ شاهى، تختگاه سلطنتش را از قزوین به اصفهان منتقل کرد «1000 ق / 1592 م» و در توسعه و آبادانى آن شهر اهتمام قابل ملاحظهاى نشان داد. در مقابل دولتخانه عثمانى که «باب على» خوانده مىشد، دولتخانه او در اصفهان «عالى قاپو» نامیده شد که به همان معنى و در همان پایه از جلال و عظمت بود.
به سعى شاه، در اصفهان بناهاى ممتاز و عالى ساخته شد؛ امنیت راهها، ایجاد جادههاى وسیع، تأسیس کاروانسراهاى متعدد، رونق اقتصادى قابل ملاحظه اما شکننده و ناپایدارى را در ایران عهد او به وجود آورد.
تسامح و حسن سلوک شاه عباس بزرگ
تسامح نسبى او در عقاید که واکنشى در مقابل سیاست خشک شاه طهماسب و سیاست خشن شاه اسماعیل دوم بود، اتباع ادیان مختلف را در عصر او آزادى قابل ملاحظهاى داد. با ارامنه که تعداد پنج هزار خانوار آنها را از جلفاى آذربایجان به اصفهان کوچ داد، و جلفاى جدید بنا کرد، با محبت و ملاطفت خاصى رفتار مىکرد. نسبت به عیسویان اروپایى و حتى بازرگانان هندى نیز با تسامح و حسن سلوک بود. البته این تسامح شامل حال اکثریت اهل تسنن نبود و فرمانرواى شیعى، غالبا" به خود حق مىداد، پیروان اهل سنت داخل را به چشم بدبینى و سوءظن بنگرد.
دوران فرمانروایى شاه عباس اوج اعتلا و عظمت دولت صفوى بود. این عظمت که در سایه مجاهدتها و پیروزیها و سیاستهاى درست شاه عباس حاصل شد، در پایان سلطنت پر شکوه اما مهیب و مستبدانهاش، به بازنشست و خود اسباب انحطاط فرمانروایان بعدى و بازماندگان او شد. الزام شاه به تربیت فرزندان در حرم خانه و جلوگیرى از ورود آنها به عرصه سیاست، که از یک بدبینى و عدم اعتماد و بیم خطر از سوى آنان ناشى مىشد؛ فرمانرواى لایقى چون او براى جانشینىاش باقى نگذاشت تا نهال کاشته شده را با سیاستهاى مدبرانه و متعهدانه آبیارى و تنه آن را تنومند سازد. چنین شد که ثمره این همه تلاش و کوشش و تدبیر و سازندگى، به زودى از دست رفت، و با مرگ خود شجره صفوى و حکومت آنها را در هم پیچید.
شاه عباس، در شصت سالگى، در حالى که با وجود بیمارى، اندیشه تسخیر بصره را در سر مىپروراند و حتى سردار خود امام قلى خان را به اقدام به این کار فرمان داده بود، در مازندران به بستر افتاد؛ اندک اندک بیماریش سخت شد و در عمارت سلطنتى اشرف «=بهشهر» در جمادى الاولى 1038 ق / 1629 م وفات یافت. جنازهاش را از مازندران به قم انتقال دادند و در آنجا به خاک سپردند. بعد از وى نوادهاش سام میرزا با عنوان شاه صفى به سلطنت رسید.
وضعیت مذهبی و فرهنگی ایران در عصر ساسانیان
پانصد سال بعد از میلاد نهضت درست دینان دروازهءیک بهشت گمشده رابا زور و شور بر روی وی گشودند اما هرج و مرجی که در پی داشت به وی خاطرنشان کرد که نیل به عدالت و مساوات هم بدون آمادگی قبلی و تربیت و تمرین مسالمت آمیزدسترس پذیر نیست .
ایرانیان باستان از تجربه های یک تاریخ پر ماجرا اموختند تا از فرهنگ گذشته خویش آنچه رابه اندیشهء انسانی غنا می بخشد حفظ کنند, از عادات ورسوم گذشته خود هر چه را تجربه واقعی و دور از اشتباه به شمار می آید نگهدارند. (2)
ایران قبل از اسلام , تا لیف عبدالحسین زرین کوب ,انتشارات امیر کبیر
تاثیر جنگهای داخلی بر ضرب سکه در شاهنشاهی ساسانی
چنین می نماید که در شاهنشاهی ساسانی، نظارت مرکزی دقیقی بر ضرب سکه وجود داشته است.در واقع سکه های خسرو دوم(590 تا628 م)بر وجود این تشکیلات مرکزی در اواخر سده ششم واوایل سده هفتم میلادی گواهی میدهند.دگرگونی سکه ها به صورت یکنواخت انجام میگرفت وبا صرفنظر از چند استثنا تاثیر سازمان مرکزی ضرب سکه و کارایی حکومت ساسانی را نشان می داد.
استفاده از تبلیغات دینی-سیاسی در سکه های خسرو دوم
سکه ها صرفا" منبعی برای آگاهی از تاریخ اقتصادی نیستند بلکه از آنها میتوان در مطالعه تبلیغات دولتی نیز بهره جست.سکه ها بخش مهمی از آثار هنری شاهنشاهی ساسانی وشناخته شده ترین ورایج ترین محصول کارگاههای حکومتی دوره ساسانی به شمار می روند.این دولت متمرکزبر ضرابخانه ها و بر آنچه می بایست ضرب شود به دقت نظارت میکرد.سکه ها در کنار برخی آثار تاریخی دیگر دوره ساسانی منبع مهمی برای معرفی وشناسایی این سلسله هستند.گرچه کیفیت هنری سکه ها در طی زمان کاهش می یافت و احتمالا"از ارزش زیباشناختی آن کاسته می شد.با این همه ابزارهای مهمی برای کسب مشروعیت وتبلیغات بودند.
در این زمان در تصویر سکه ها سه اصلاح صورت گرفت.اقدام او به عنوان پادشاه و آخرین فرمانروای بزرگ ساسانی بسیار مهم بود.زیرا او هم با مخالفت داخلی وهم با جنگهای طولانی و نابود کننده با بیزانس روبرو بود.
کاملا" مشخص خواهد شد که انکیزه اصلاح سکه مستقیما" با آرزوهای سیاسی ودینی این پادشاه پیوند دارد
گذاشتن تاج پادشاه پیشین بی سابقه نیست وبه سده سوم بر میگردد.در آن زمان شاپور یکم برای قانونی کردن حکومت خود در روز تاجگذاری تاج پدر خویش اردشیر یکم رابر سر نهاد.فلن سکه نوع 1/1 خسرو ضخیم ونسبت به نمونه های بعدی سکه های او کمتر گرد است.این امر ممکن است ناشی از جنگ داخلی 590 تا 591 باشد.
منابع تاریخ اقتصادی فارس در اواخر دوره ساسانی
در این تحقیق در پی آن هستیم تا ماهیت واهمیت تجارت را در فارس در اواخر دوره ساسانی نشان دهیم.نخست اینکه فرآورده های آن مانند قالی ومروارید برای صدور مهم بودند.زیرا تا چین ونواحی دیگر فرستاده می شدند.دوم-راههای مهم تجارتی زمینی ودریایی از فارس می گذشتند.
سوم-میزان ثابت و یکدست ضرب سکه در فارس ممکن است به این سبب باشد که برای بازرگانی به کار می رفتند.چنین می نماید که در ایران ساسانی در سده ششم و هفتم تجارت با سرزمینهای دور شتاب گرفته باشد.رقابت ایران با بیزانس ایرانیان وبیزانسیان را واداشت تا در جستجوی بازارهای جدید تجاری برآیند.
همهء مدارک گویای آنند که این شتاب گیری در تجارت در دوره ساسانی با شرق بیش تر بر تجارت دریایی تاثیر گذاشته است.
راه های تجاری
در اواخر دوره ساسانی روابط سیاسی تا حد زیادی تجارت را تحت تاثیر قرار داده بود.بیشتر کالاها در تجارت شرق-غرب از طریق چند جاده مبادله میشد.این جادهها شاهراه های مهم تجارت بودند.بسته شدن یکی از انها را می توان به سبب کاهش حجم بازرگانی ویا احتمالا" افزایش اهمیت دیگر راهها دانست.افزون بر راه آبی دریای سرخ راههای عمده در شرق عبارت بودند از:
1)جاده ابریشم که راه مهمی بود که از فلات ایران به چین می رفت.
2)راه کاروانی که از طریق آن کالاهها از خلیج فارس به طرف شرق تا هند وچین وبه طرف جنوب تا شرق آفریقا حمل می شدند.در ضمن جاده ابریشم در دوره پیش از اسلام شاهراه تجاری پر رفت وآمدی نبوده است به دلیل این وضعیت سیاسی چنین می نماید که تجارت در ساحل و خود خلیج فارس بیشتر رایج بود وبنابراین فارس مرکز مهمی در تجارت راه دور به شمار می رفت.
عربستان به یک مرکز تجاری مهم در اواخر دوره ساسانی تبدیل شده بود زیرا تجارت در بین النهرین و نواحی غربی آن کاهش یافته بود.
بنابراین برای توسعه تجارت عربستان در این دوره راهی بیابانی ازسوی غرب عربستان توسط بیزانسیان از جانب شرق آن به وسیله ساسانیان وجود داشت.ساسانیان ظاهرا" از آغاز تاسیس سلسله خود بندرهایی در سواحل ایرانی و عربی خلیج فارس تاسیس کرده بودند و بر آنجا نظارت می نمودند.
منابع کتیبه ای
کتیبه ها نیز منبع مهم اطلاعات هستند که در جام های سیمین ساسانی واشیای دیگر و مهمتر از همه در مهرها و جای مهرها نگاشته شده اند و بر نهادهای اداری اواخر دوره ساسانی پرتو می افکنند.در واقع کتیبه ها مهمترین منابع دست اول برای بازسازی دیوانسالاری ساسانی سازمان اداری وحتی تعداد روحانیون به شمار می روند.
آنها همچنین اطلاعاتی درباره حدود ومیزان فعالیت اقتصادی وکسانی که عهده دار این فعالیت ها بودند وجاهایی که این فعالیت ها بودند وجاهایی که این فعالیت ها انجام می گرفت به دست می دهند.
جالب است که بسیاری از مهرواره ها و مهرهای متعلق به فارس و مراکز دیگر که نام یکی از شهرها یا نواحی فارس را دارند از اهمیت اقتصادی این استان خبر میدهند.با توجه با چهار جایی که مهرواره ها درآنجا پیدا شده اند یعنی تخت سلیمان- قصر ابونصر-آق تپه و دوین میتوان به نتایجی چند درباره تاریخ اقتصادی دوره ساسانی واهمیت فارس دست یافت.
سرشت دین در دوره ساسانی
ساسانیان با جلوس اردشیر یکم در سده سوم به تلاش برای ایجاد پدیده ای دینی-سیاسی به نام ایران دست زدند.این پدیده ودستگاه پیچیده اجتماعی-دینی وسیاسی مانند هر پدیده تبلیغاتی دیگر نیازمند یک ایدئولوزیک یا تبلیغاتی بزرگی در شاهنشانی محسوب می شد. موبدان به موقع شروع به اعمال نفوذ فراوان بر همه جنبه های اجتماعی-اداری وفرهنگی زندگی کردند.
دین زرتشتی در دوره ساسانی به صورت نهادی دینی درآمد گرچه روشن نیست که این نهاد پیش از پایان این دوره چقدر توسعه یافته بود.
وجود کرتیر که در اوایل دوره شاهنشاهی می زیست و کارهایی که انجام داد ومناصبی که به دست آورد رشد نهاد دینی و قدرت موبدان را نشان می دهد.در دوره شاپور یکم اومقام ساده روحانی هیربدی داشت. کسب مهمترین عناوین در دوره چند پادشاه بعدی از سوی کرتیر قدرت فزاینده کارگزاران دینی را در اوایل تاریخ این شاهنشاهی ثابت میکند
نتجه :
رویهم رفته بزرگان ایران زندگی پر مشغله و پر هیجانی داشته اند.
وقت خود را میان تمرینات جنگی و به کار بردن سلاح و شکار و عیش و عشرت لطیف تقسیم کرده بودند .
دین زرتشتی ,که با زهد و ترک دنیا مخالف است هیچ مانعی در برابرآنان قرارنمیداد.البته این قوم از عیب منزه نبود اماخصلتی بسیار شریف داشتند ,که سایر ملل قدیم جهان کمتر به آن متصف بوده اند و آن مهربانی ,ادب,بزرگ منشی وآزادگی است
ساسانیان هم از این خصایص بی بهره نبودند.
خسرو اول با محبت حکمای روم را پذیرفت وبر حفظ حقوق آنان پافشاری کردسیاوش بنا برتوصیف پروکپیوس,نمونهء نجبای ایران است . اگر چه متکبرو مغرور,جبار و کامکاربود ولی انصاف و عفاف و عدالتی به کمال داشت.
سلطنت نادر
نادر شاه افشار در سال ۱۶۸۸ در ایل افشار در کبهان ایران به دنیا آمد. اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای بزرگی است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایههای سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم مىشد: یکى قاسملو و دیگرى ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحى ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدى باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند. [1]
اسم اصلی او نادرقلی بود و هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبکهای خوارزم به اسارت آنها در آمد. بعد از مدت کوتاهی از اسارت گریخته و به خراسان برگشت و در خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ بود. او گروه کوچکی را به دور خود جمع کرده بعد از کنترل چند ناحیه خراسان خود را نادرقلی بیگ نامید. فئودال بزرگ ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) تا حدی مانع قدرت گیری نادرقلی بیگ شد ولی نادر در سال ۱۷۲۶ پشتیبانی شاه طهماسب صفوی و فتحعلی خان قاجار (پسر شاهقلی خان قاجار و پدربزرگ آقا محمدخان قاجار) را جلب کرده توانست مالک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان بر پا نماید. شاه طهماسب نادر قلی را والی خود درخراسان اعلام کرد و بعد از آن نادر اسم خود را به طهماسب قلی تغییر داد. سال بعد او مناسباتش با شاه طهماسب را قطع کرده و بعد از سرکوب چند ایل ترک و کرد به حکمرانی کامل خراسان می رسد. آنگاه برای به قدرت رساندن شاه تهماسب با افغانها وارد جنگ شده در ۱۷۲۹ رییس افغانها یعنی اشرف افغان را در نزدیکی دامغان و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد و بعد در تعقیب وی، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داده و قبایل این دیار را مطیع نمود. سپس با دشمنان خارجی وارد جنگ شد و روسها را از شمال ایران راند، اما در زمان جنگ با عثمانیها که غرب ایران را در اشغال داشتند متوجه شورشی در شرق ایران شد و جنگ را نیمه کاره رها کرده به آن سامان رفت. شاه صفوی به قصد اظهار وجود دنباله جنگ وی را با عثمانیان گرفت که به سختی منهزم شد.
در سال ۱۷۳۱ به دنبال یک قرارداد بین شاه طهماسب و دولت عثمانی که قسمتی از آذربایجان را به آن دولت وا گزار میکرد نادر رهبران ایلها را که پشتیبان صفویه بودند در یک جا جمع نمود و با کمک آنها طهماسب را از سلطنت برکنار گردانیده پسر هشت ماهه او عباس را به جانشینی انتخاب کرد و خود را نایب السلطنه نامید. اما در واقع قدرت اصلی در دست نادر بود. نادر شاه در عرض دو سال کل آذربایجان و گرجستان را از عثمانیان پس گرفت.
سپس با استفاده از اوضاع آشفته هندوستان به این کشور لشکر کشید و دهلی را تسخیر کرد. در این جنگ کشتار وسیعی صورت گرفت و بیش از سی هزار نفر به قتل رسیدند. نادر با غنائم فراوان که از غارت هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت و هند را در دست سلاطین امپراتوری مغولی هند باقی گذاشت. در میان این غنائم جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند.
نادر شاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. بعد، از کار خود پشیمان شده بعضی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر میدانست کشت.
سرانجام شورشها آغاز شد و نادر به سرکوب شورشیان پرداخت اما زمانی که برای رفع یکی از این شورشها رفته بود شبانه در چادر خود به قتل رسید.


